251
订阅者
-124 小时
-47 天
-1630 天
帖子存档
253
+1
آستیاگس از هارپاگ خواست که بیاید. او با خشم پرسید: «با نوزادی که به تو سپردم چه کردی؟» هارپاگ در حالی که میدانست کارش لو رفته، جوابی آماده کرده بود: «ای شاه، من نوزاد را طبق دستور شما به قتل رساندم و جسدش را دفن کردم. خودم ندیدمش، اما خدمتکارانم گفتند کار تمام است آستیاگس که از دروغ هارپاگ آگاه شده بود، برای انتقام، نقشهای شیطانی کشید. آستیاگس به هارپاگ گفت: «من از تو دلخور نیستم. برای عذرخواهی، ضیافتی به افتخار تو میگیرم. پسرت را هم با خودت بیاور تا شریک خوشی ما باشد. هارپاگ خوشحال به خانه رفت و پسر 13 ساله خود را با خود آورد وقتی پسر هارپاگ آمد آستیاگس گلویش را برید و او را تکه تکه کرد آستیاگس دستور داد بدن پسر هارپاگ را سلاخی کنند. سپس گوشت او را کباب کرده و با گوشت حیوانات دیگر ترکیب کنند مقداری از گوشت را بریان و مقداری را آبپز کرد و پس از آمادهسازی، آنها را نگاه داشت. هنگام شام، برای آستیاگس و دیگر میهمانان غذاهای معمولی (گوشت بره) سرو شد در هنگامه ضیافت هارپاگ و دیگر مهمانان هر چه خوردندجز آستیاگس از گوشت آن پسر بیگناه بود جلوی هارپاگ غذای بدن پسر خودش رو گذاشتند #هخامنشیان #هرودوت @MEOWhistoryir
253
+1
همین کار را کردند. لباس مرده خودشان را به تن کوروش کردند و جسد او را در سبد نوزاد شاهی در کوهستان رها ساختند. سالها گذشت. کوروش در خانه چوپان بزرگ شد و به جوانی پرجرئت و قدرتمند تبدیل گردید. روزی او و پسران دیگر چوپانها مشغول بازی بودند. کوروش در بازی، خود را «پادشاه» نامید و پسر یک نجیبزاده مادی به نام آرتمبارس را تنبیه و شلاق زد. پسر آرتمبارس پیش پدرش شکایت کرد. آرتمبارس خشمگین شد و موضوع را به گوش آستیاگس رساند. آستیاگس دستور داد کوروش را به کاخ بیاورند. آستیاگس از کوروش پرسید: تو که پسر یک چوپانی چطور جرات کردی پسر یک نجیبزاده را شلاق بزنی؟ کوروش بدون هیچ ترسی پاسخ داد: ای آقا، من حق داشتم. چون در بازی، پسرها مرا به پادشاهی انتخاب کرده بودند. او از من اطاعت نکرد و باید تنبیه میشد. اگر به خاطر این کار باید مجازات شوم، من آمادهام. آستیاگس با خود اندیشید: این جوان شجاعت و منش یک شاهزاده را دارد، نه یک چوپان. پس دستور داد چوپان و همسرش را بازجویی کنند. میتراداتس (چوپان) از ترس، تمام حقیقت را گفت:من نوزاد را نکشتم. همسرم نقشه را کشید و ما او را بزرگ کردیم.#هخامنشیان #هرودوت @MEOWhistoryir
253
+1
وقتی ماندانه باردار شد آستیاگس او را به کاخ خود فراخواند تا مراقب زایمانش باشد هنگامی که کوروش متولد شد آستیاگس نقشه خود را عملی کرد: سردار وفادار و بیرحم خود، هارپاگ را احضار کرد و به او دستور داد: نوزاد را به خانه خود ببر و بکش. سپس او را هر طور که میخواهی به خاک بسپارن تردید هارپاگ و حیله او هارپاگ به دو دلیل این کار را نکرد: ترس از عواقب: اگر روزی آستیاگس پشیمان میشد، گردن هارپاگ در خطر بود. حیله شخصی: هارپاگ تصمیم گرفت خود دستش را به خون نوزاد آلوده نکند و کسی دیگر را قاتل کند. بنابراین هارپاگ نوزاد را به میتراداتس، یک چوپان گله دار از خدمتکاران آستیاگس سپرد و به او گفت: این نوزاد را در کوهستان رها کن تا بمیرد. اگر نکشیاش، خودت کشته خواهی شد. معجزه یا تقدیر میتراداتس نوزاد را در سبدی گذاشت و به کوهستان برد تا او را رها کند. اما در همان روز، همسرش اسپاکو (که در زبان مادی به معنای «سگ ماده» است) پسری مرده به دنیا آورده بود. وقتی چوپان به خانه برگشت و ماجرا را گفت همسرش نقشه کشید جسد بچه مرده خودمان را در کوه رها کن، و این نوزاد شاهی را به عنوان فرزند خودمان بزرگ کنیم#هخامنشیان #هرودوت @MEOWhistoryir
253
+1
هرودوت در کتاب اول «تاریخها» به شرح ظهور و سقوط شاهان ماد و سپس شکلگیری امپراتوری هخامنشی توسط کوروش میپردازد .
روایت هرودوت از کوروش با افسانهای مشهور آغاز میشود در کتاب اول تاریخ ها (بندهای 107 تا 122) نوشته، برایتان بازگو میکنم :
داستان از اینجا شروع میشود که آستیاگس، پادشاه ماد، بر نواحی وسیعی فرمانروایی میکرد. او دختری به نام ماندانه داشت. آستیاگس شبی خواب عجیبی دید: از شکم ماندانه آنقدر آب جاری شد که تمام شهر اکباتانا (پایتخت ماد) و تمام آسیا را پر کرد. آستیاگس این خواب را برای مغان (پیشگویان درباری) تعبیر کرد. آنها گفتند: «این خواب به این معناست که فرزند ماندانه روزی بر تمام آسیا سلطنت خواهد کرد و تو رو برای همیشه برکنار میکنه. آستیاگس که از این پیشگویی به شدت ترسیده بود، تصمیم گرفت از تولد چنین فرزندی جلوگیری کند. برای همین، ماندانه را به ازدواج کمبوجیه اول، مردی از خاندان اشرافی پارس (که در آن زمان زیردست مادها بودند) درآورد. #هخامنشیان #هرودوت @MEOWhistoryir
253
بیایید تا نگرش هرودوت را در باب به پایان رسیدن فرمانروایی مادها و بنیاد نهادن شاهنشاهی هخامنشیان وارسی کنیم :
#هرودوت
#هخامنشیان
@MEOWhistoryir
253
+1
کوروش دوم هخامنشی یا بیشتر شناخته شده به نام کوروش بزرگ هخامنشی نخستین شاهنشاه و بنیانگذار فرمانروایی هخامنشی بود. زاده : اَنشان ( ایذه کنونی ) واقع در شمال شرق استان خوزستان، کوروش در اَنشان که مرکز سرزمین پارسوماش بود، به دنیا آمد. آرامگاه : پاسارگارد واقع در استان پارس .
جایگاه : پارسوماش (کهن) شمال غرب ایران، نزدیک دریاچه ارومیه (مربوط به پیش از سال 600 ق.م.) اَنشان ( ایذه ) شمال استان خوزستان ، در نزدیکی مرودشت و تخت پارسه امروزی (زادگاه کوروش)
چرا تخت پارسه درست تر از تخت جمشید هست ؟ تخت جمشید (نام رایج امروزی) : این نام پس از اسلام و بر اساس افسانههای عامیانه رایج شد. مردم محلی فکر میکردند این ویرانیها به یادگار از جمشید، پادشاه اسطورهای ایران، باقی مانده تخت پارسه (نام بنیادی و تاریخی): این نام در کتیبههای هخامنشی (مثل کتیبه خشایارشا) به زبان پارسی باستان آمده است. پارسَه به معنی «شهر پارسیان» است و اشاره به سرزمین پارس و استان پارس دارد.
پی نوشت : ق. م به معنای قبل از میلاد عیسی مسیح هست#بدانیم #هخامنشیان @MEOWhistoryir
253
شروع امپراتوری هخامنشی (تاسیس توسط کوروش بزرگ): حدود 550 ق.م · تولد هرودوت: حدود 484 ق.م (66سال بعد از شروع امپراتوری) · نوشتن کتاب تاریخ هرودوت (محتملترین بازه): حدود 430 تا 420 ق.م
یعنی بین شروع کار کوروش بزرگ و زمانی که هرودوت قلم به دست گرفته، حدوداً 120 تا 130 فاصله است.
پی نوشت : ق. م به معنای قبل از میلاد عیسی مسیح هست عیسی مسیح برای اروپایی ها خیلی مهمه و تاریخشون با تولد مسیح شروع میشه .
بخشی از کتاب هرودوت که درباره جنگهای ایران و یونان(499-449 ق.م) است، فاصله زمانی کمتری دارد: حدود 30 تا 50 سال بعد از جنگ نوشته شده. اما درباره تاسیس امپراتوری پارس (زمان کوروش)، دقیقاً همان 120 سال فاصله را دارد. و یه نکته ی دیگه هرودوت یک ماسون بود . #بدانیم #هرودوت @MEOWhistoryir
253
+1
بلکه با کنار هم گذاشتن دیدگاه های مختلف (باستانشناسی، کتیبهها، منابع بیطرفتر) به حقیقت نزدیک میشیم هرودوت متولد 484 بود؛ یعنی جنگ را تجربه نکرد، اما با بازماندگانش مصاحبه کرد.
سردارانی مثل بطلمیوس (پادشاه بعدی مصر) و آریستوبولوس که همراه اسکندر در جنگ ها بودن بلافاصله خاطرات خود را نوشتند. متأسفانه این کتابها امروزه ناپدید شدهاند و یا ناپدیدشون کردن
هرودوت «پدر تاریخ» است چون اولین کسی بود که روش «تحقیق میدانی» را به کار برد؛ او رفت، پرسید و شنیدهها را نقد کرد. نکته ی خیلی مهم هردوت از نظر غربی ها پدر تاریخ هست چون تاریخ غربی ها با یونان و روم شروع میشه پس پدر تاریخ ما ایرانی ها حساب نمیشه ولی نه فقط ایرانی ها بقیه ی ملیت ها به جز اروپا
هرودوت نوشتن «تاریخ» را حدود 120 تا 130 سال بعد از شروع امپراتوری پارس شروع کرد.الان دقیقا بخوام بگم 126 سال بعد شروع به نوشتن کرد .#بدانیم #هرودوت @MEOWhistoryir
253
+1
پس چرا حتماً باید بخوانیم چه گفته ؟
به عنوان «مدرک تاریخی» نه «حقیقت نهایی» این متون خودشان یک سند تاریخی مهم هستند. حتی وقتی اشتباه میگویند، به ما نشان میدهند که یک یونانی چطوری به ایران و ایرانی نگاه میکرده است.
خواندن این منابع یعنی درک «تحول تاریخنگاری». تحول تاریخی یعنی قبول کنیم که هیچ دورهای شبیه دوره دیگر نیست و جوامع مدام از شکلی به شکل دیگر در میروند هرودوت تحول تاریخی را نمیفهمید یعنی اون فکر میکرد جامعهها یکدفعه و به خاطر یک اتفاق مثلاً یک شاه ظالم با یک جنگ عوض میشوند. اون نمیدانست که تغییرات معمولاً آرام، تدریجی، و به هم پیوسته هستند.
برای پیدا کردن «هسته سخت» واقعیت: با حذف افسانهها و تعصبات، میتوان اطلاعات ارزشمندی گرفت. مثلاً هرودوت از وجود یک کتیبه بزرگ در نقش رستم خبر میدهد (کتیبه داریوش بزرگ) برای درک روایت رقیب و شکلگیری هویت: اگر نخواهیم فقط تاریخ ایران را از چشم بیگانگان یا فاتحان ببینیم، باید بدانیم آنها چه تصویری ساختهاند. این آگاهی به ما کمک میکند تا تاریخ را «چندصدا» درک کنیم، نه تکراری.#بدانیم #هرودوت @MEOWhistoryir
253
+1
چرا هرودوت منبع خوبی برای تاریخ نیست ولی بازم باید بخونیم چی گفته ؟
هر مورخی فرزند زمانه و فرهنگ خودش است هرودوت به عنوان یک یونانی به جنگهای ایران و یونان از چشم یک غربی باستان نگاه میکند مثل<<داستان 300 نفر>>
در اون زمان این مورخان، خبرنگاری مدرن وجود نداشت تا جایی که میدونیم، هرودوت از سفرنامهها و افسانههای محلی یونان استفاده میکنه و ترکیب میکنه با تاریخ هرودوت ایرانیان را «بربرهایی» مینامد که تجملگرا و خودسر هستند. بربر در زبان یونانی کهوارد انگلیسی شده به معنای وحشی و غیر یونانی و یعنی کسی که صدای حیوون در میاره از نظر یونانی ها پارس ها ( ایرانی ها ) مصری ها فنیقی ها بربر بودن حتی رومیها هم تا وقتی زبان لاتین برای یونانیها نامفهوم بود بربر محسوب میشدند.
بربر وارد زبان انگلیسی شده و وقتی یه نفر وحشی و عقب افتاده و فرهنگ نداشته باشه ازش استفاده میکنن .#بدانیم #هرودوت @MEOWhistoryir
253
اینو ویدیو هم برای شناخت بیشتر مادها عالیه ولی به زبان انگلیسی
برای زیرنویس پارسی کردن اون بالای ویدئو سمت چپ وسط ترین علامت میزنید و چند ثانیه روش نگه میدارید
روی گزینهی auto_translate میزنید و سپس زبان پارسی ایران رو انتخاب میکنید برای برخی ها زیرنویس هست و برای برخی دیگه نه
من کامل تر بالاتر توضیح دادم ولی دوست داشتم اینم ببینید.
#مادها
@MEOWhistoryir
253
مدت حکومت: حدود 35 سال ویژگی: ضعف داخلی، شکست مقابل کوروش بزرگ ، پایان حکومت مادها طول حکومت مادها
اگر مجموع دورهها را جمع کنیم: دیااکو ≈ 50 سال فروسی ≈ 22 سال کیاکسار ≈ 48 سال آستیاگ ≈ 35 سال جمعاً حدود 155 سال حکومت مادها .
و بدین ترتیب، مادها از قومهای پراکنده به شاهنشاهی قدرتمند تبدیل شدند. آنها آشور را شکست دادند، بر مناطق گستردهای حکومت کردند، و نهایتاً حکومتشان به دست کوروش بزرگ هخامنشی افتاد. اما گزنفون تأکید میکند که مادها شکست نخوردند، بلکه تجربه و خرد آنها به نسلهای بعد منتقل شد و پایهگذار قدرت هخامنشیان گردید.
پی نوشت : عکس توی تصویر آستیاگ هست که توسط یه نقاش معروف کشیده شده.#مادها @MEOWhistoryir
253
آستیاگ یا اژدهاک : آخرین شاه مادها
پس از کیاکسار بزرگ پسرش آستیاگ و پدربزرگ مادری کوروش بزرگ بود که به تخت نشست .
هردوت میگوید او شاهی قدرتمند بود اما تحت تاثیر مشاوران خود و سیاستهای داخلی ضعفهایی داشت .
گزنفون او را شاهی قدرتمند اما محافظهکار و کمی ترسو توصیف میکند.
برخلاف کیاکسار بزرگ که مردی جنگجو و مقتدر بود، آستیاگ بیشتر به امنیت داخلی و حفظ قدرت خود میاندیشید تا گسترش قلمرو ماد.
او به توصیهٔ مشاورانش بسیار اهمیت میداد و کمتر به خطرات خارجی توجه میکرد.
پی نوشت : عکس توی تصویر آستیاگ هست که توسط یه نقاش معروف کشیده شده#مادها @MEOWhistoryir
253
دوتاش درسته ولی
دهیوک به ریشه ی ایرانی نزدیک تره معنیش هم میشه کدخدا
کد واژه ی پارسیه
توی سنگ نگاری اینجوری نوشته : دَیا
