218
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
218
✦Our Forgotten Chronicles✦
.:。 Chapter 1.
.:。 Historical, Angst
#jeongcheol
#our_forgotten_chronicles
✎https://t.me/jjongpar
218
“زمردِ ترک خورده روی خنجرت مقابل چشمهام میدرخشه اما تو خیلی دورتر از چیزی هستی که من بتونم لمست کنم؛ در حال رفتن، طوری که همیشه بودی. انگار مرثیهی رفتن در صفحات سرنوشت ما ثبت شده. چشم میبندم بلکه این بار دور شدنت رو نبینم اما پلکهام لجوجانه باز میشن تا قطره اشکی که تو از پایین ریختنش ممانعت میکنی رو تماشا کنن. کاش همینجا زیر درخت گیلاس باقی میموندیم، کاش برای همیشه زیر شکوفههای لطیف گیلاس دفن میشدیم.”
218
نگران نباشین، هنوز وجود دارم- فقط دارم سعی میکنم وسواسم رو کنار بذارم و چپتر اول فیک تاریخی که قول داده بودم رو براتون اپلود کنم.
218
“کسی که حق لمس قلب من رو پیدا کرده، الان برای همبستر شدن با من تردید داره؟ تو اجازهی بوسیدن دستهای شاهزادهت رو داشتی، موهای من رو نوازش کردی، تنم رو در آغوش گرفتی، اسمم رو صدا زدی. من قلبم رو با تو سهیم شدم، از بستر مشترک میترسی؟”
#our_forgotten_chronicles
218
بچهها من اکثرا جواب ناشناسها رو توی بات میدم چون اینطورم که شاید راحتتر باشین و خودمم احتمالا راحتترم ولی واقعا دلم میخواد بعضی پیامها اینجا بمونه چون خیلی بامحبت و مهربونین:(
218
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
من وقتی که قطع بودیم چند تا از نوشته هاتون رو خوندم و اینجوری بودم که چطور اینارو قبلا نخونده بودم یا ندیده بودم واقعا قشنگ بودن بعد از اینکه وصل شدیم هم خیلی یهویی اینجارو پیدا کردم و ایجوری بودم که واو.. چیزی که دنبالشی خودش پیدات میکنه..
جوری هم نبود که دقت کرده باشم همه اونایی که گفتم چقدر قشنگ نوشته شدن رو یک نفر نوشته یا نه وقتی اینجارو پیدا کردم و داشتم چیز هایی که گذاشتین رو چک میکردم میدیدم اونایی که دوست داشتم رو شما نوشتین.
حس کردم باید بهتون بگم چقدر برای من کار هاتون دوست داشتنی و زیبا بودن...
ازونجایی که امتحان ها داره شروع میشه شاید نتونم الان همه کارهاتون رو بخونم ولی به خودم قول دادم ،زمان های آزادم رو بزارم برای اینکه بقیه ی نوشته های شمارو بخونم چون یعنی چی که تا الان نخوندمشون😭..
ممنونم و خسته نباشید.
218
این خیلی بامزه بود نتونستم نذارممم=)))) اون گریه نشون میده که مسیر رو درست رفتم متشکرمممم💘
218
https://t.me/jjongpar/49
وای منممممم... پشمام ریختتتت. من با دونت بلیم می زندگی کردم یادمه یه نقد بلند بالا هم برات نوشتم و بعد برینگ می بک تو دای رو خوندم. تا سه روز قلبم سنگین بود لعنتی. فقط خدا میدونه چقدر تو دلم فحشت دادم 😂😂😂 انقدر اخراشو گریه کردم که داشتم جون می دادم. فکر کن ۵ صفحه مونده بود من با گریه، بلند بلند: نه درستتتت میشههه درستتت میشهههه. قلمت خیلی تاثیر گذاره وای وای
218
من توی خلاصه نوشتن خوب نیستم واقعا- انی وی. این اسماتها صرفا از ذهن مریض نویسنده بیرون میاد و با حقیقت فاصلهی زیادی داره پس خیلی تصورش نکنید.
218
❁❀✿❁❀
✦ “میدونی چه حسی دارم سونگچول؟ من چیزی رو دارم که بقیه فقط میتونن رویاش رو ببینن..” ❥
#pink_and_proud
#jeongcheol
#smut
✎ https://t.me/jjongpar
218
این وانشات ایده گرفته شده از زمانیه که جونگهان و ونوو رفتن کنسرت گیوچول ولی خب اونموقع هنوز پشت صحنهش منتشر نشده بود و بگلی نازشون رو ندیده بودم وگرنه پیاز داغش رو بیشتر میکردم ولی خب.
