جاودانگان🕊️
前往频道在 Telegram
میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهاییست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهیدآوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.
显示更多未指定国家未指定类别
209
订阅者
-224 小时
-77 天
-430 天
帖子存档
209
خواهرم... تو را سفارش میکنم به حجاب، که همانا حجاب سپر امن الهی است و بدان که حجاب تو کوبندهتر از خون من است...
چرا که دامن زنان محجبه است که شهیدپرور است.
قسمتی از وصیتنامه شهید رمضانعلی شیرازی#حجاب
209
ای کاش...
زندگینامه و خاطرات شهدا فقط از مقابل چشمهامون عبور نکنه؛ روی دلمون اثر بذاره و در زندگیمون جاری بشه... اول از همه روی خودم.
ای کاش فقط کسی نباشم که از کتابها، سایتها و کانالها خاطرات شهدا رو مطالعه میکنه و در کانالش منتشر میکنه؛ بلکه خودم هم عامل به سیره و سبک زندگی شهدا باشم.
امیدوارم ازشون یاد بگیریم، شبیهتر بشیم و در مسیرشون قدم برداریم.✨🌱
209
هدف ما از روایت خاطرات شهدا، چند نکته مهمه:
اول، دشمنشناسی؛
دوم، شناخته شدن خودِ شهدا؛ تا شهدا در جامعه گمنام نمونن.
سوم و مهمتر از همه، شناخت سبک زندگی شهداست؛ اینکه فقط خاطراتشون رو نخونیم، بلکه از سیره و رفتارشون درس بگیریم و تلاش کنیم از ایمان، اخلاق، مسئولیتپذیری و ولایتمداری اونها یاد بگیریم و در زندگی خودمون هم بهش عمل کنیم.
209
دیدید در وصیتنامههای شهدا، چقدر دربارهی حجاب توصیه شده؛
حجاب یک حکم دینی است!
این آرمان شهیدان فراموش نشود.
رهبر شهید#سید_شهیدان_انقلاب #حجاب
209
پدر زهرا سالها آرزو داشت داییهای شهیدش، مهدی و مجید زینالدین رو توی خواب ببینه؛ اما هیچوقت موفق نشده بود.
تا اینکه یک شب شهید مهدی زینالدین رو توی خواب دید، خیلی از دیدنش خوشحال شده بود.
اون روز، ۱۸ روز قبل از شهادت زهرا بود.
209
زهرا سادات، دختر هفتسالهای که اون روز شهید شد، نوه خواهر شهید مهدی زینالدین بود. شهید مهدی زینالدین دایی پدر شهید زهرا سادات بود.
209
یکی از کتابهایی که زیاد سراغش میرفت، کتاب زندگی یک شهید بود.
عکسهاش رو نگاه میکرد و دربارهاش سؤال میپرسید. اسم اون شهید، مهدی زینالدین بود. زهرا از بچگی به شهید زینالدین علاقه عجیبی پیدا کرده بود.
209
زهرا عاشق کتاب و قصه بود. از پنجسالگی کتاب میخوند و وقتی به مدرسه رفت، علاقهاش بیشتر هم شد.
برای خواهر کوچیکش هم الگو بود؛ وقتی خودش روسری سر میکرد، مریم هم با ذوق سعی میکرد از او تقلید کنه و چیزی روی سرش بذاره.
209
خواهر دوسالهاش مریم، بهشدت مجروح شد و به کما رفت. پدربزرگ رو به بیمارستان منتقل کردن. اما از زهرا خبری نبود. پدرش خودش رو به خونه رسوند و شروع کرد به گشتن.
اول دو تا پا پیدا کردن. پدرش فکر کرد دختر خودشه؛ اما کمی بعد فهمیدن اون پاها متعلق به دختر پنجساله همسایه بوده.
تا اینکه حدود ساعت ۹ شب، زیر دیوار فروریخته، چیزی دیدن؛ موهای یه دختر کوچیک...
پدر تصمیم گرفت خودش بمونه و دخترش رو از زیر آوار بیرون بیاره.
209
زهرا سادات هنگام شهادت ۷ سال داشت.
ساعت ۱۵:۲۰ بود که صدای جنگندهها آرامش محله محلاتی تهران رو به هم زد. چند لحظه بعد خونه همسایه کاملاً فرو ریخت و خونه زهرا سادات هم تخریب شد.
209
خوشحال میشیم در کانال دیگهمون هم همراهمون باشید.🌱
در کانال فرقان سعی میکنیم بیشتر با زندگی و سیرهی پیامبران و اهلبیت(ع) آشنا بشیم.
209
دوست دارید روایت کدوم شهید رو در «جاودانگان» منتشر کنیم؟
نام شهید مورد نظرتون رو در کامنتها برامون بنویسید.🌷
209
روایت خانواده شهید محمد صادق غلامی رو خوندید.
محمد صادق چند روز بعد از سلامی که در دفتر یادداشت خود نوشته بود، در حمله آمریکا و اسرائیل به مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رسید.
