277
订阅者
+124 小时
+317 天
+5030 天
帖子存档
277
تو غمی سراسر اندوهی هیچگاه لحظه ای اندکی به فکر تسکینم نبودی تو دردی مرضی
من؟ من عمیقا مریضم مالامال از تو مالامال از مرض.
277
کاش الان پاییز بود بارون بود ابر بود سیگار بود شراب بود غم بود حداقل غم جالب تری بود نسبت به غم الان که تابستونه آفتابه گرمه داغه پر از غمه پر تَوَهُمه کوفتیه پر از بیهودگی خالص، مُردَمه.
