626
订阅者
无数据24 小时
+87 天
+9730 天
帖子存档
627
واقعا زندگی غیر قابل پیشبینیه، داشتم سیب میخوردم و تلویزیون میدیدم، یهو دعوای خانوادگی شد مجبور شدم برم بالای پشتبوم سیب بخورم و ماه ببینم.
627
متنفرم از کسایی که خوشحالن بابت اینکه دی ماه اون اتفاقا افتاد .
اخه چطور ؟
من توی خیابون میرم با خودم میگم : یعنی یکی اینجا مرده؟ جاوید نام شده؟
حالم بد میشه
بغضم میگیره
از خودم متنفر میشم که هستم ولی اونا نه
واقعا چطور بعضیا از ته دل میخندن؟
اوکی شاید بخندم اونم نمایشی جلوی کسی ... ولی توی تنهاییام براشون گریه میکنم ...
کاش هیچوقت اتفاق نمیافتاد
627
https://t.me/SE9S9/1622
بنظرم هیچکس دیگه اون آدم سابق نشد هممون یه تیکه از قلبمون توی دی ماه از دست رفت،اما اونایی که رفتن بیشتر از همه زندگی کردن و دوست داشتن
نمیتونیم جلوی زندگی کردنمون رو بگیریم اینکه یادمون بره کار اشتباهیه
