614
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+9130 天
帖子存档
613
گفتم برم بیرون یه هوایی بخوره به سرم از میون جمعیت رد که شدم یه بوی عطر آشنایی اومد، همونو برگشتم خونه نمیخوام هیچکسو ببینم.
613
تو ماشین بودم یکی از این دوره گردا زد به شیشه پول بده گفتم ندارم گفت کارتتو بده گفتم همرام نیس، فوش داد
613
در پاسخ این پیام نوشت:
تایپمی،نمیتونم از فکرت دربیام صبح تاشب تو ذهنمی خواستم بهت پیشنهاد بدم اشنا شیم ولی تو اصلاا وا نمیدی چیشده مگه انقدر سردی
