406
订阅者
+124 小时
-87 天
-3930 天
帖子存档
Are you aware when you set me free? All I can do is let my heart bleed.
۶ سال پیش وقتی تو کلاس زبان کنارم نشسته بودی خیلی رندوم اینو تو دفترم نوشتی
اون موقع دوست خوب بچگیم بودی
کوچیکترین چیزا رو راجبت دوست داشتم؛مدل لباس پوشیدنت،صورتت که مثل فرشته ها بود،اون صدای ملوس و جیغ جیغوت و حتی دست خطت.
اونقدر عاشق این تیکه کاغذ بودم که وقتی دفترم تموم شد اینو کندم و نگهش داشتم،گذاشتم لای کتابام
فکرشو نمیکردم وقتی بعد ۶ سال دوباره این کاغذو ببینم، تو دیگه توی این دنیا نباشی
لبخندت از ذهنم پاک نمیشه و هنوز تو خوابم میای
حتما اینجا خیلی اذیت شدی،امیدوارم اون طرف آروم بخوابی کوچولو.
پدیده جالبی که امروز تو خوابگاه باهاش مواجه شدیم این بود که برای گرفتن لوله جاروبرقی جهت تمیز کردن اتاقمون باید کارت ملی گرو بذاریم
