ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

رمق

رمق

前往频道在 Telegram

گوشه‌ای از زندگی✨ Nurse stu 8/8🫀🩺 مدرس آلمانی @DeutschmitRoya http://t.me/HidenChat_Bot?start=5021643038 https://www.instagram.com/deutsch.mit.roya?igsh=MTlsNGU5ZjJqemlvZQ==

显示更多
未指定国家未指定类别
378
订阅者
+2124 小时
+347 天
+7730 天
帖子存档
دیروز از استادم درمورد دندون عقلم پرسیدم که جوابشون جالب بود😄 گفتم که شرایطش اینطوریه که یا باید جراحی کنم یا منتظر بمونم و درد بکشم که بالا بیاد و بکشم و یا طبق نظر دندونپزشکم حتی شاید بتونم ازش استفاده کنم چون دندون آنتاگونیستش رو دارم ولی خب دردش اذیتم می‌کنه چه دارویی و مسکنی بخورم که طولانی مدت برای یکی دوماه برام مضر نباشه؟ که پاسخشون جالب بود:) گفتن خب برا کیس شما استامینوفن بهتره ولییی کدئین نباشه و نصفش و در صورت درد شدید و (اگر میتونی تحمل کنی از تکنیک های انحراف توجه استفاده کن) و جدا از اون استامینوفن باعث آسیب کبدی میشه و باید با ویتامین c مصرف کنی چون ویتامین c باعث دفع استامینوفن میشه ولییی خود ویتامین c سنگ کلیه میده... پس باید خیلی آب بخوری و ترجیحا این پروسه رو کمتر انجام بدی

https://t.me/kosarkzmn/50096 داستان راننده خانم دکترو گوش بدین واقعا عاشق روحیشونم:)

Repost from N/a
نجات دهنده من تو آینه نیست تو قوریه.

• دیالیز
+3
• دیالیز

06 Guns N Roses - Paradise City.mp315.69 MB

🫪😶😂

photo content
+3

نیاز دارم برم خونه Romcom ببینم نه کارگاه احیا باشم🤕

قلب من💕

+1
Bierpreis Stabil project Z.E.R.O.m4a2.85 MB

Repost from N/a
یه بار یه خانم ۴۵ ساله بود که با ۹۰ تا قرص متفورمین مسموم میشه بعد از اینکه حالش بهتر میشه رضایت شخصی میده و میره، ساعت ۱۰ صبح دوباره یه چیزی ( که معلوم نشد چی بوده) مصرف می کنه (به قصد سوساید) و نیم ساعت بعد از اینکه تو سرویس داخلی بستری میشه کاهش سطح هوشیاری و افت PR و SO2 میده و کد می خوره و همه رفتن برای احیاء کردنش. از اون طرف اتاق بغلی یه خانوم ۵۰ ساله بود که کنسر داشت و همون موقع همون خانم هم افت اکسیژن و ضربان قلب میده و کد می خوره. بار اولی نبود که مردن کسی رو می دیدم و توی فرایند CPR شرکت می کردم ولی چون از نزدیک و هر روز با بیمار ها در ارتباط بودم، دیدن مرگ شون و اینکه نمیشه کاری براشون انجام داد خیلی برام سخت بود. وقتی اون خانومی رو که قرص خورده بود ماساژ قلبی می دادم چشمم به مادر و دخترش بود و همش می گفتم تو رو خدا برگرد ، خواهش میکنم برگرد. ولی کم کم سیانوتیک شد و هر وقت ماساژ قطع می شد ریتمش از بین می رفت و نبضش هم حتی یکبار برنگشت. بعد از اینکه همه از اتاق رفتیم بیرون انقدر دست و پام می لرزید که باورم نمی شد. از بخش که رفتیم بیرون چشمم افتاد به بخش زنان که رو به روی داخلی هست؛ یادم افتاد که چند روز پیش هم که یکی دیگه از مریض ها اکسپایر شده بود، یه نوزاد نیم ساعته که خیلی ناز و سفید و تپلی بود رو همون موقع آوردن بخش. اون موقع به این فکر کردم که انگار زندگی همینه؛ آدما میان و میرن و دنیا چقدر نسبت به رنج ما بی تفاوته. یک اتاق زندگی یک نفر تموم شد ولی توی بخش رو به رویی ، یک نوزاد که تازه متولد شده رو میذارن بغل مادرش و تازه زندگی به شکل جدیدی برای اونا شروع میشه. می دونم که زندگی همینه ولی کاش زور خوشی ها و تولد ها بچربه به غمی که دست و دل آدم رو می لرزونه و خواب رو از چشاش می گیره.

473_92858913442458.m4a4.14 MB

غم نمیزاره درس بخونم

زوج محبوبم تو اینستا:

Temper City - Self Aware.mp37.01 MB

photo content
+4

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست؟ یازد
+7
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست؟ یازده ساعت پیمایش دست به سنگ کلی زخم و کبودی ترس بشدت طبیعی و واقعا ترسناک درد و غصه برای همنوردم الکتریسیته و خطر رعد و برق خندیدن و آهنگ خوندن وسط دره درحالیکه با برداشتن یه گام اشتباه ممکنه پرت شم پایین و پرسیدن پشت سرهم این سوال از خودم که منطقی نیست چرا دارم اینکارو میکنم؟؟ نمی‌دونم. ولی غروب و توالی کوه ها واقعا قشنگه و کمتر غمگینم. ( اون که علامت زدم پشتش میشه عراق،مرزه) عودالان ،اوایل خرداد ۰۵

Repost from N/a
photo content

10000000_6868336929926806_8903204548719358431_n_21012024(2).mp311.04 MB

Mohsen Namjoo - Khat Bekesh (320).mp331.26 MB