411
订阅者
-124 小时
-127 天
-5830 天
帖子存档
411
شاید برای تو سخت است بفهمی حال من را باید شبیه من کمی دیوانه باشی بفهمی حال من را
من حاضرم از عشق تو چتر از سر بارون بگیرم من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم
من بیخیال زنده موندن حاضرم با تو بمیرم ...
بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم نیستی و من خواب ندارم
آخرش باخت دلم با همه چیت ساخت دلم نیستی و من تاب ندارم
بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم نیستی و من خواب ندارم
آخرش باخت دلم با همه چیت ساخت دلم نیستی و من تاب ندارم
اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه به این دلشوره ها عادت ندارم
محاله بی تو من طاقت بیارم منه دلواپسو تنها نذارم
شبای بی قراری چقدر چشم انتظاری یه کاری کن یکم آروم بگیرم
تو دنیای خودم بی تو اسیرم منه عاشق نذار تنها بمیرم
بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم نیستی و من خواب ندارم
آخرش باخت دلم با همه چیت ساخت دلم نیستی و من تاب ندارم
بی تو آوار شدم از همه بیزار شدم نیستی و من خواب ندارم
آخرش باخت دلم با همه چیت ساخت دلم نیستی و من تاب ندارم.
411
همه رفتند
تا زمستان شد
خنده ها مردند
گریه ارزان شد
کو جوا نی
ارزو ها کو
رفته ایم از یاد
یادی از ما کو
شاید این بغض آخرم باشد
اخرین غمم باشد
عاشقانه ای آرام
بین درد غم باشد
هر اشنایی غریب است
هر نگاهی فریب است
با صدای هر بارون
حال قلبم عجیب است
غم تقدیر هم قطار درد ما شده
دریا شبیه بغض ما شده
از ما چه مانده
411
در نگاهت لیلی خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
از خود چه بیخود میکند نگاه تو هی میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلی من یک دم ببین حال مرا
<از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم>
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کی سپردی دیوانه رفتی مرا با خود نبردی
مرا با خود نبردی
این عشق شد زندان من این درد شد درمان من رویای تو پایان ندارد
قلبم بلند پرواز شد از چشم تو آغاز شد ترسی از این طوفان ندارد
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم دریا بشی زیبای من غرق نگاهت میشوم
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو.
411
عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته
که صد تا شبنم اشک توی چشمات نشسته
منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن
چه تهمت ها شنیدیم چه تلخی ها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی چه حسرت ها کشیدیم
عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت
به جای حجله بخت برام زندون غم ساخت
(بمیره اونکه میخواسته مارو گریون ببینه)
سرای سینه هامونو زغم ویرون ببینه
عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته
چه تهمتها شنیدیم چه تلخیها چشیدیم
عروسک جون تو میدونی چه حسرتها کشیدیم
عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت
بجای حجله بخت برام زندون غم ساخت
بمیره اونکه میخواسته مارو گریون ببینه
سرای سینه هامونو زغم ویرون ببینه
عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته.
