🎻 𝐋𝐮𝐜𝐢𝐟𝐞𝐫
前往频道在 Telegram
462
订阅者
无数据24 小时
-47 天
-430 天
帖子存档
463
Repost from penguin and his kit
-اره از این خوشم اومده ولی حیف ست ـهیس ایتس فور یو اند سونگهون.
چشمهایش از شوک گرد شد و در بین فریاد دوستاش، بدنش از روی لبهی قایق به بیرون پرتاب شد.:) الهی بمیرم.
- پارک سونگهون، دریافت میکنم...سونگهون ایز کامینگ.
در همون لحظه، نگاه سونگهون بیاختیار روی جونگوون ثابت مونده بود؛ اونقدر محو تماشاش شده بود که هیچ صدایی به گوشش نمیرسید.سونگهون شی دلو دادی رفت.
+یخورده کار دارم ...کار: جونگوون
سونگهون حرفش را قطع کرد. +این وظیفهی من بود.:)
+ام... امشب با دوستات برنامه خاصی نداری؟خدا بزت کنه.
+میتونم شماره ات رو داشته باشم ؟خدا بزت کنه. 2
-سلام پسر خوشگله ، پارک سونگهون امخدا بزت کنه. 3
جونگوون هنوز به منظرهی دریا نگاه میکرد که احساس کرد سونگهون آرام یک قدم بهش نزدیکتر شد.الله اکبر. سونگهون برادر ارام باش.
+یانگ جونگوون... من دوستت دارم. نه فقط چون نجاتت دادم... نه از روی دلسوزی.:))))))))))))))))))))) آیم فال این لاو ویث یو
شبت بخیر پسر قشنگم.شب شمام بخیر سالم سلامت باشی مرتیکه- خیلی قشنگ بود آنیکا خانوم. کلی خسته نباشی. همه چیو با جزئیات توصیف کردی و واقعا غرق داستان شدم و انقد همه چی کامل بود بعضی جاهاشو قشنگ میتونستم حس کنم مثل فیلم صحنه هاش رد میشن از جلو چشام. بوس بهت. بازم خسته نباشی دختر.
