212
订阅者
无数据24 小时
+57 天
+630 天
帖子存档
212
يك ساعته خيره شدم به تصوير مغز یک انسان
•توى خيابون مغزش نصفه در اومده بود
پسرى كه با عشق بزرگ شده بود بارها بوسيده شده بود و زير بارون قدم زده بود
•جمجمه اش روى خيابون باز شده بود
پسری ک دقيقا مثل من بود و تن سالمى داشت به طرز وحشتناكى توى سكوت مرده بود وزندگی هنوز ادامه داره..
