939
订阅者
+224 小时
+147 天
+2230 天
帖子存档
937
میدانی
بعضی وقتها دلت
یک آرامش از جنس آغوش میخواهد
آغوشت را
به من قرض میدهی
میخواهم از باغچهی هوایش
چند لحظهای نفس بچینم
937
سرانجام دوست داشتنم چه شد؟؟؟
تویی که نخواستی
منی که جا ماندم
و خدایی که هیچ وقت
در امورِ عاشقانه دخالت نمیکند
937
خو لامصب من عاشقت شدم...😔
اینقدر عذابم نده...
جمله ي بالا رو حفظ كنين...🤓
من يه ساعت ديگه ميام...😁
با اشك بهم بگين😋
937
آدما میتونن قشنگ ترین حرفارو بزنن و عمیق
ترین قولارو بهتون بدن
ولی درعین حال مادر به خطا باشن
937
خانمهای گل😍💋😍
برای آمدن به پی وی من دیگه لازم نیست بگید چی بپوشم و مشگل لباس داشته باشید
همینطورعادی بیاین 😍😍 من در خدمت شما عزیزان هستم
😂😂😝😝
937
من از
مراقبت آینه ی شب تو
هزار رویا را
شب نشین شعرم میکنم
دوباره زیر هاله ی
نور و آینه شب....
با همان لباس دلخواه من
و همین آرایش شعرم
روی صورتت....
937
هیاهو،،،،،
امواج خروشان ،،،،،
و دریای پرتلاطم چشمانت موجهای هوس را به حرکت در می اورد
من غرق در نگاه پر جاذبه ات،ارام ارام در ساحل تفتیده ی اندامت پرسه میزنم،با نوای گیتار راز الود بانویی که گرد جادویی هوس را پراکنده میکند با سر انگشتانش
همچو پری اغواگری گام به ابهای اتشینت میگذارم
تا لبهایم را برسانم بر صخره ایی استوار و سر صحبت باز شود با ناله هایی بی امان
در غرش موج های شهوت زا،،،
دریای طوفانی اغوشت را تمنا دارم
