779
订阅者
+224 小时
+127 天
+6930 天
帖子存档
شاید یه حرفایی رو نمیشه هرجایی گفت ولی من خواستم اینجا حرفامو بهت بزنم.
یکسال و خورده ای از رفاقتمون گذشته.
ما تو این یکسال کلی خاطره ساختیم شاید خاطره هایی ک با ۱۰ سال و ۲۰ سال رفاقت کسی نتونه بسازه.
همیشه تو همجا به رفاقت ما حسودی میکردن... تو گپا تو بیرون رفتنا.
همیشه وقتی یکیمون از یکی بدش میومد اونیکی هم باید از اون بدش میومد.
جفتمون چیزی نبود ک راجب همدیگه ندونیم حتی از خانواده ام به هم نزدیکتر بودیم.
کلی شبا پیش میومد رویاپردازی کنیم راجب آینده مون. هر دومون میخواستیم اونیکی موفق شه...
کلی تلاش برا خوشحالی همدیگه کردیم.
کلی دعوا کردیم. کلی بحث کردیم. بارها از دست هم ناراحت شدیم ولی خب ته همشون میدونستیم ک قراره آشتی کنیم.
همیشه هدف جفتمون این بود ک همو خوشحال کنیم حالا تهش چی میشد و نمیدونستیم.
هیچوقت فکر این لحظه رو نکرده بودم چون نمیخوام و نمیخواستم ک برام پیش بیاد. همه میدونن من خیلی آدمی نیستم ک تو چنلم حرف بزنم راجب خودم و کسی ولی اینارو نمیخواستم فقط تو بخونی خواستم همه بخونن.
تصمیمت میتونه روند کل زندگیتو عوض کنه اگه فک میکنی که بدون من این مسیر برات راحت تره این کارو بکن.
نمیدونممن ک دل همچین کاریو نداشتم و خدافظی باهات برام سخت ترین کار دنیاعه ولی حس اضافی بودن دارم شاید دارم روند خوبتو کند میکنم.
هرجا هستی ایشالا خوش باشی و هر وقت جایی کارت گیر کرد بهم زنگ بزن.
amir.rmbo.
زیادی حساس بودن انقدر خجالت اوره که بعد یه مدت دیگه حتی روت نمیشه دلیل ناراحتیتو بگی.
