ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

| زیرشیروانی |

| زیرشیروانی |

关闭频道

ناشناس: @Isthatyoubot آیدی واتپد: isthatyou چنل: https://t.me/+7qo889UKnKE3ZmQ0

显示更多
未指定国家未指定类别
272
订阅者
+124 小时
+27 天
-430 天
帖子存档
🚩 Toxic | #Fakechat #yoonmin «بیا کات کنیم» «❤️؟» Tap on the link --------------------- @silkkwannadie
+1
🚩 Toxic | #Fakechat #yoonmin
«بیا کات کنیم» «❤️؟»
Tap on the link --------------------- @silkkwannadie

ـامشب بین مهمان های شام باوقار رفتار کردی + ممنونم عزیزم، وسط استیک بریدن، کمی از شراب انگور سرخ کنار دستم روی پارچه ی شلوار ریخت - مشکلی نیست. ناراحت نباش + اوه نه غمی به خاطر شلوارم ندارم، فقط در آن لحظه که لبخند میزدم و وقارم رو برای تو حفظ میکردم به لکه ی قرمز روی شلوارم خیره شده بودم و صدای تفنگ در ذهنم بازسازی میشد - تفنگت رو قایم کردم، متاسفم. + اوه انجلو، حتی پنهان کردن تفنگم هم دیگر تبدیل به بخشی از تو شده که من عاشقش هستم - شلوارت رو بده تا لکه اش رو پاک کنم + همیشه همین کار رو می‌کنی عزیزم، چه از روی شلوار و چه از روی روحم.

+1
Spoil #Runawaybat ,part14
جونگکوک نمی‌خواست بمیره، فقط یک ثانیه محو شدن رو طلب میکرد. یک میلی ثانیه خفه شدن سایه ها و سکوتِ جیغ خاطره های زندگیش. پسر خسته بود از فشاری که هیچوقت کم نمیشد اما هنوز از مرگ فرار میکرد. شبیه پدرش که مرگ رو نمی‌خواست و الان زیر خروار ها خاک بود.
-------------------- @silkkwannadie

تهیونگ در حال رفتن به عمارت جئون بعد هر اتفاقی: (سفید در نظر بگیرینش) #Runawaybat

🦇 Runaway bat | #fic #kookv #Runawaybat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,ag
🦇 Runaway bat | #fic #kookv #Runawaybat
Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap
 -از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ Tap on the link (full part) ------------------- @silkkwannadie | wattpad

از حافظه ام متنفرم، از اینکه اسم آدم هارو یادم می‌ره متنفرم از اینکه عاشق یک اهنگم، عاشق یک سلبریتی ام، عاشق یک کتابم اما ازشون هیچی توی مغزم نیست، متنفرم از اینکه هر سری به خاطر اشتباه گفتن اسم آدما، کلی صدای خنده اطرافم بلند میشه متنفرم از اینکه اسم اشیاء رو فراموش میکنم و مجبورم فقط خفه بشم تا نگم اسم «نردبون» یادم نمیاد، متنفرم از اینکه پدربزرگم آلزایمر داره و پدرپدربزرگم از مشکل حافظه مرده متنفرم از اینکه میتونم پنج ساعت ریاضی بخونم اما نمیتونم یاد بگیرم که آمریکا رو کریستوفر کلومب کشف کرده، متنفرم. از اینکه همیشه یک چیزی رو جا میزارم، همیشه یک چیزی رو یادم می‌ره، همیشه یک چیزی رو ندارم متنفرم از اینکه مجبورم به صورت ذوق زده ی مردم خیره بشم و بگم خاطره ی جذابی که باهم داشتیم رو یادمه اما وسطش سوتی بدم که هیچی یادم نیست متنفرم از حافظه ام متنفرم.

Part12, #Runawaybat
Your lips want anyone else Mine taste like everyone else Oh, that's a tragedy

Part11, #Runawaybat
Time plays this game Stay still all day I'll find some way, some day

Part10, #Runawaybat
In joy and sorrow My home's in your arms In a world so hollow It's breaking my heart

Tonight, it's so "Runaway bat" vibe I'll cry...
+1
Tonight, it's so "Runaway bat" vibe I'll cry...

Spoil of Runway bat کیم ها هیچوقت نباید نزدیک جئون ها شوند، این قانون طبیعت بود قانون ازلی و ابدی. اما توی جهانی که پدر، فرزن
+1
Spoil of Runway bat
کیم ها هیچوقت نباید نزدیک جئون ها شوند، این قانون طبیعت بود قانون ازلی و ابدی. اما توی جهانی که پدر، فرزندش را در حد مرگ میزند و قانون او را به اینکار تشویق میکند؛ پیروی از قانون ملزم است؟!
#Runawaybat

Part 7, #Runwaybat
Old woman, old woman, don't treat me so mean You're the meanest old woman that I've ever seen