SAM HAGHIGHAT
前往频道在 Telegram
سام حقیقت | Sam Haghighat آهنگساز و خالق موسیقی تلفیقی الکترونیک و اصیل ایرانی. اینجا ، آتشی که قرنها در جان عارفان ایران میسوخت،اینک در جامهٔ موسیقی هزارهٔ سوم خروش می کند . ارتباط با من : @sam_haghighat1
显示更多未指定国家未指定类别
📈 Telegram 频道 SAM HAGHIGHAT 的分析概览
频道 SAM HAGHIGHAT (@samhaghighat) 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 189 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 189 名订阅者。
根据 27 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 2 408,过去 24 小时变化为 77,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 51.08%。内容发布后 24 小时内通常能获得 17.62% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 8 246 次浏览,首日通常累积 2 845 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 248。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“سام حقیقت | Sam Haghighat
آهنگساز و خالق موسیقی تلفیقی الکترونیک و اصیل ایرانی.
اینجا ، آتشی که قرنها در جان عارفان ایران میسوخت،اینک در جامهٔ موسیقی هزارهٔ سوم خروش می کند .
ارتباط با من :
@sam_haghighat1”
凭借高频更新(最新数据采集于 28 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。
16 189
订阅者
+7724 小时
+6817 天
+2 40830 天
帖子存档
16 189
از متفاوت بودنم
نمیترسم؛
بیشتر میترسم
روزی برای پذیرفته شدن،
شبیه چیزی شوم
که به آن باور ندارم.
16 189
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینهٔ مشروح تویی، بر در اسرار مرا
نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ کُه طور تویی، خسته به منقار مرا
قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی
قند تویی، زهر تویی، بیش میآزار مرا
حجرهٔ خورشید تویی، خانهٔ ناهید تویی
روضهٔ امید تویی، راه دِه، ای یار! مرا
روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی
آب تویی، کوزه تویی، آب دِه این بار مرا
دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا
این تَن اگر کم تَنَدی، راهِ دلم کم زَنَدی
راه شدی تا نَبُدی، این همه گفتار مرا
مولوی
16 189
همراهان عزیزم،
این کانال، تنها یک صفحه برای شنیدن موسیقی نیست؛
این یک مسیر است.
اگر امروز اینجا هستید،
تصادفی نبوده باشد.
این نغمهها،
شما را فراخواندهاند.
به سفری برای شنیدن،
دیدن،
و به یاد آوردنِ آنچه همیشه در ژرفای جانتان بوده است.
خوش آمدید. 🤍
16 189
من در عشق
فقیرم
هر انسانی
که از من عاشقتر باشد
زانو می زنم و دستانش
را می بوسم .
16 189
دوستان و همراهان عزیز،
تمام تلاشم را میکنم تا پیش از قطع شدن اینترنت، موسیقیها را منتشر کنم. اگر در این روزها چیزی آنگونه که انتظار داشتید پیش نرفت یا به مذاق کسی خوش نیامد، به بزرگواری و مهربانی خودتان ببخشید.
امیدوارم خیلی زود روزهای روشنتر و آرامتری از راه برسد؛ روزهایی که تنها دغدغهمان، موسیقی و عشق باشد.
با مهر 🤍
16 189
دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من
سروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من
چون میروی بیمن مرو ای جانِ جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعلهیِ تابانِ من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جانِ سرگردانِ من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدنِ تو دینِ من وی رویِ تو ایمانِ من
بیپا و سر کردی مرا بیخوابوخور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسفِ کنعانِ من
از لطفِ تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هستِ تو پنهانشده در هستیِ پنهانِ من
گل جامهدر از دست تو ای چشمِ نرگس مستِ تو
ای شاخها آبستِ تو ای باغِ بیپایانِ من
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیشِ چراغم میکشی تا وا شود چشمانِ من
ای جانِ پیش از جانها وی کانِ پیش از کانها
ای آنِ پیش از آنها ای آنِ من ای آنِ من
منزلگهِ ما خاک نی گر تن بریزد باک نی
اندیشهام افلاک نی ای وصلِ تو کیوانِ من
ای بویِ تو در آهِ من وی آهِ تو همراهِ من
بر بویِ شاهنشاهِ من شد رنگوبو حیرانِ من
جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا
بیتو چرا باشد چرا ای اصلِ چار ارکانِ من
مولوی
16 189
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را
چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم
چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را
چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی
خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را
ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را
جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق
چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را
به سلاح احدی تو ره ما را بزدی تو
همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را
ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان
دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را
منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را
منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را
غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن
هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را
بطلب امن و امان را بگزین گوش گران را
بشنو راهدِهان را؛ مگشا راهِ دَهان را
مولوی
