استنادات نامربوط
前往频道在 Telegram
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
显示更多未指定国家未指定类别
270
订阅者
+324 小时
+57 天
+1630 天
帖子存档
Repost from غرق در افکار
فقط یه روز مونده، کم نذارید بچهها، امروز رو هم بخونید، شب سعی کنید زود بخوابید، صبح اگر عادت ندارید اصلا قهوه نخورید و الا حالتون بد میشه. حتما وسایلتون رو چک کنید و بذارید داخل کیفی که میخواین همراه خودتون ببرید (نزدیک حوزه امتحانی ازتون تحویل میگیرن)، خوراکی با خودتون سر جلسه نبرید اصلا (حتی شکلات) چون اجازه نمیدن با خودتون ببرید داخل (همونجا یه بطری آب و یه بیسکوئیت میدن بهتون). آرامش خودتون رو حفظ کنید، خونسرد باشید، خواهش میکنم ازتون فکر نکنید هرچی بیشتر تست بزنید، احتمال قبولیتون بیشتره، اگر از هر درس ۵ تا سوال درست بزنید احتمال قبولیتون خیلییییی بیشتر از اینه که ۱۵ تا سوال جواب بدید که ۷ تاش اشتباه باشه (تعداد درستتون نسبت به اون ۵ تا خیلی بیشتره ولی باور کنید همین باعث میشه کادرتون سبز نشه)، پس خواهش میکنم فقط یک روز روی خودتون و دست بیقرارتون مسلط باشید و عذاب وجدان نگیرید که چرا اینقدر پاسخنامتون سفیده (باور کنید دلیل عدم قبولی من توی کانون و قبولیم توی مرکز فقط و فقط همین یک مورد بود).
امشب استاد ستاری فکر میکنم لایو کیفری داشته باشن (یا درس دیگه اطلاع ندارم)، این خیلی خوبه ولی تا صبح خواهش میکنم بیدار نمونید، بجاش نصف لایو رو تا ساعت ۱۲ مثلا ببینید و بعد راحت بخوابید، صبح هم صبحانه بخورید حتما و برید سر جلسه. استرس هم تا جایی که بهتون آسیب نزنه خوبه، ولی بیش از اون اذیت کننده میشه، برای همین اگر خیلی حالتون بده، تپش قلب دارید و.... یدونه پراپرانول با دوز پایین بخورید حتما.
خلاصه که کلی انرژی خوب براتون میفرستم، موفق باشید وکلای آینده. 🤍
#آزمون #وکالت #حقوق
سرکار نشستم با بدحالی (: یهو دیدم یه زنه اومده میگه ^ حوصله کن برام کار کن - هار هار هار ^ بعد یه سوال کانل بی ربط میپرسه.
زهرمار زنیکه ، مگه با نوکر بابات داری حرف میزنی!!!
دیشب واقعا شب سختی بود برام .
نفسم بالا نمیومد.
جدی نمیتونستم نفس بکشم ، اصلا نمیتونستم نفس بکشم .
و بعد از اون لرز وحشتناکی گرفت منو و دیگه ولم نکرد .
یک ساعته اومدم درس بخونم؛ توی این مدت ادمیوزاد های خونه نیستن و میو های خونه خوابن.
نارنج اما سه بار اومده، هر بار یه مقداری از غذای خشکش رو خورده و دوباره رفته. اونقدر هم به پام پیچیده که مجبور شدم دوباره ظرفش رو شارژ کنم.
احساس میکنم نارنج بهشدت مشتاقه از سکوت خونه لذت ببره؛ آزادانه توی خونه چرخ بزنه، بدون حضور مزاحمها هر گوشهای رو کشف کنه و نهایت استفاده رو از این فرصت (خونه خالی ) ببره.
بالاخره هرکسی به یه نحوی از خونه خالی استفاده میکنه !
مثلاً من دارم تلاش میکنم درس بخونم و این وسط خوابم نبره، نارنج هم داره نهایت لذت رو از شرایط میبره.
یک ساعته اومدم درس بخونم؛ توی این مدت همه خونه خوابن.
نارنج اما سه بار اومده، هر بار یه مقداری از غذای خشکش رو خورده و دوباره رفته. اونقدر هم به پام پیچیده که مجبور شدم دوباره ظرفش رو پر کنم.
احساس میکنم نارنج بهشدت مشتاقه از سکوت خونه لذت ببره؛ آزادانه توی خونه چرخ بزنه، بدون حضور مزاحمها هر گوشهای رو کشف کنه و نهایت استفاده رو از این فرصت (خونه خالی ) ببره.
بالاخره هرکسی به یه شکلی از فضایی که در اختیارش قرار میگیره استفاده میکنه.
مثلاً من دارم تلاش میکنم درس بخونم و خوابم نبره، نارنج هم داره نهایت لذت رو از شرایط میبره.
هزاران بار هم تا مرز تموم شدن همه چی رفتیم ، هزاران بار .. و احساس میکنم تنها چیزی که مارو کنار هم نگه داشت همین دوست داشتنه و اشتیاق نگه داشتن همدیگه بود .
