318
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+630 天
帖子存档
318
اینو یکی توی توییتر در مورد تفاوت ناول و سریال نوشته بود گفتم براتون بذارم:
به نظرم بکاستوری ChanKey توی سریال خیلی نسبت به رمان کمرنگتره. توی سریال تقریبا چیز زیادی از اتفاقی که وقتی Chan و Key برای اولین بار در گذشته همدیگه رو دیدن نیفتاده. توی رمان، خیلی پررنگتر نشون داده میشه که Chan واقعا از Key مراقبت کرده؛ بعد از اینکه نامادری Key توی نیویورک ولش میکنه، Chan مطمئن میشه غذا برای خوردن داره و حتی اجازه میده Key توی اتاقش بخوابه. تا وقتی پدر Key پیداش میکنه، حواسش بهش هست که حالش خوب باشه و احساس امنیت و راحتی کنه. این اتفاق توضیح میده چرا Key اینقدر به Chan وابسته میشه؛ چون از دید یک بچهی آسیبدیده، Chan واقعا ناجی اون بوده. برای همین قول دادن اینکه یه تتوی ماه به خاطرش میزنه هم منطقیتر به نظر میاد. اونها زمانی رو با هم گذروندن که Key، با توجه به شرایط سختی که داشته، هیچوقت فراموشش نمیکنه.
ولی چیزی که توی سریال نشون دادن واقعا خیلی کمه؛ Chan فقط با ماشین Key رو به خونه میرسونه و تقریبا همین! حتی درستوحسابی با هم حرف هم نمیزنن و بعد یکهو میبینیم Key اونقدر به Chan وابسته شده که از قبل قول داده براش تتوی ماه بزنه.
نمیدونم... برای من واقعا این بخش خیلی ناقص به نظر میاد. مگر اینکه قراره بعدا بخش بیشتری از گذشتهشون رو نشون بدن، که بعید میدونم. شاید هم دوباره به دلیلی در گذشته همدیگه رو دیده باشن؟
318
ولی بذارین قدرت بازیگری امی رو تحسین کنم چون هم گذشته چان و الانش رو کاملا متفاوت و قابل ملموس درآورده هم اینکه اینقدر تفاوت چان و سان رو قشنگ نشون داده که گاهی حس میکنم دوتا بازیگر متفاوت هستن. واقعا امی تاسورن بازیگر درجه یک 🙌🏼🔥
318
به نظرم پایان ایدهآل این هست که کی و سان بهم برسن. اینطوری باشه که سان کمک کنه به کی که خودش رو بیشتر دوست داشته باشه و اینطوری بینشون یه اتفاقی بیوفته و چان و جی هم بهم برگردن (البته هنوز مشخص نیست دلیل اصلی جداییشون چیه ولی اگر قابل حل باشه بهم برگردن منطقیتره چون شخصیتاشون بیشتر بهم میخوره).
البته میدونم به احتمال خیلی زیاد قراره چان و کی بهم برسن ولی تا اینجای کار و با روند سناریو به نظرم این قضیه خیلی غیر منطقی میاد:)))
318
بریم سراغ کی:
این دیدگاه منه و نمیدونم کی با من موافق هست ولی کی نمیدونه عشق یعنی چی و حسش به چان عشق نیست بلکه به خاطر مامی ایشوز خیلی شدیدی که داره آبسسد چان شده. چان رو مثل مادرش میبینه چون کی برای اینکه مادرش دوستش داشته باشه دچار کمبود اعتماد به نفس شده و میخواد این خلأ احساسیشو با چان پر کنه. رابطه چان و کی به هیچ وجه به من حس عاشقانه نمیده بلکه یک ابسشن شدید و یکطرفه و ناسالم از سمت کی به چان هست.
318
اول در مورد چان:
ببینین ما توی این چهار قسمت پوینت دیگهای از زندگی چان به جز عشقش به جی ندیدیم. هرچیزی که در مورد چان بوده مربوط به گذشتش به جی هست. دیدار اول چان و کی رو اگر بهش دقت کنیم میبینیم که اون زمان چان با جی توی رابطه هست و خیلی خوشحال و خوشبخت به نظر میرسه و وقتی با جی پشت تلفن صحبت میکنه انگار دنیا رو بهش دادن ولی وقتی میرسیم به دومین دیدار چان و کی یا همون دیداری که توی قسمت اول دیدیم، چان یه فرد به شدت سرده؛ یه شخصی که واقعا توی زندگیش یه غم بزرگ داره و همه اینا برمیگرده به جی، نبود جی چان رو به یک فرد افسرده تبدیل کرده.
جی توی زندگی چان فقط یه اکس نیست! کسی هست که نبودش چان رو به کل عوض کرد. هنوز نمیدونیم دلیل اصلی جداییشون چی بوده و احتمالا اینو توی قسمتهای بعد نشون بدن ولی طبق چیزی که از شخصیت چان نشون دادن احتمال اینکه به جی برگرده خیلی بیشتر از این هست که عاشق کی بشه چون واضحه که کی رو شبیه یه مرحله برای مووآن از جی میبینه ولی آیا چان واقعا میخواد از جی مووآن کنه؟ اگه آره پس چرا هنوز اینقدر با جی خوبه و از خودش اونطوری دورش نمیکنه؟
