502
订阅者
+124 小时
-77 天
-1330 天
帖子存档
502
ما که این حرفارو نداریم ، بگو مشکلت چیه ! بگو آخه دلیل اون اشکای خوشگت چیه ؟ بگو تو دلت کیه ؟ من اصلا کاری ندارم ، بدونم کسی رو میخوای میکنم ولت دیگه
دیگه اصلا ، نمونده نایی که بخوام بکنم بحث من دیگه پژمرده شدم رسما ، خستم ... هرچی بگی رو هستم ، اره خستم ولی هستم .
من یه گوله آتیشم ، تو باید آب باشی ، الان باید بغل همدیگه خواب باشیم ، من که رو راست بودم ، تو هم باس روراست باشی ! انقدره راحته با همه نشی داداشی من اگه بد شدم ، تو باید خوب باشی ، تو که اینهمه آخه خل بازیامو دوست داشتی من اگه رد دادم ، تو باید منو جمع کنی ، نه که بزاری بری ، بدتر بشم الکی
502
رو به راه نیست احوالم کلی گلگی ازت دارم چرا به اینجا کشید کارم ؟ چرا باز غمگینه رفتارم ؟ چرا باز سنگین و بد پارم ؟
من و تنهاییُ اون گریههای زیر دوشم من تازگیا حتی نمیدونم که چی بپوشم یهو بدجوری جهان زد زیر گوشم وقتی تو با من بدی از بقیه چی توقع میره وقتی تو دلت ازم خب سیره ، همچی رو به تنفر میره دلگیره ... وقتی تو پشتمو خالی کنی وقتی جلو غریبه هی مشتمو وا میکنی وقتی تو میزاری میری و اینطوری میکنی دشمنو شاد بیخودی یهو میبری ...
دوبار با اون دستات ، منو نوازشم کن دلِ من خونه بیا مست و خرابشم کن بیا منو بساز دوباره ، من با تو خوشم چون دوباره با اومدنت ، همهجا رو روشن کن
یهچیزی میگم بهت شاید نکنی باورش ولی مست چشات بودم من تا همین آخرش یه چیزی بگم بخندی ، هرکی پشتت حرف بزنه من میگم کیرم تو کص مادرش یهچیزی میگم ، تو یهچی دیگه میفهمی نمیگم بیرحمی ولی فاز برداشتی بیتردید هرکی هم جز من از تو اون رفتارها رو میدید ، میترسید منم بیتقصیر ، توهم رفتارات نبود بیتاثیر
