سَـطـرِخامـوش
前往频道在 Telegram
1 000
订阅者
-624 小时
-207 天
-18630 天
帖子存档
هِـلـا
نامیست
که هر بار بر زبانم میآید،
یادِ انسانی میافتم
که انگار سهمی از نور
با خود به دنیا آورده است.
زیبایی را
در نگاهش
هنر را
در روحش
رفاقت را
در قلبش
و مهربانی را
در تمامِ وجودش میشود پیدا کرد.
بیتردید،
تو یکی از عزیزترین،
زیباترین،
هنرمندترین
و کاملترین انسانهایی هستی
که زندگی
به من هدیه داده است..
عزیز امن من✨
نامیست
که هر بار بر زبانم میآید،
یادِ انسانی میافتم
که انگار سهمی از نور
با خود به دنیا آورده است.
زیبایی را
در نگاهش
هنر را
در روحش
رفاقت را
در قلبش
و مهربانی را
در تمامِ وجودش میشود پیدا کرد.
بیتردید،
تو یکی از عزیزترین،
زیباترین،
هنرمندترین
و کاملترین انسانهایی هستی
که زندگی
به من هدیه داده است..
عزیز امن من✨
سهراب سپهری را هم بسیار دوست دارم، اما جنس شاعرانگی او با فروغ فرق میکند. سهراب بیشتر شاعرِ سکوت، طبیعت، سادگی و صلح با جهان است؛ شعرهایش دعوتی به دیدناند، نه قضاوت کردن. او به جای فریاد، آرام حرف میزند و همین آرامش، امضای شعرهایش است.
ولی فروغ را فقط با عاشقانههایش نمیشود شناخت؛ او پیش از آنکه شاعرِ عشق باشد، شاعرِ انسان، تنهایی، جسارت و حقیقت بود.
شاعرها و نویسندههای زیادی را میشناسم و درباره آثار بسیاری از آنها مطالعه کردهام؛ اما اگر از من بپرسند، فروغ فرخزاد برایم جایگاه دیگری دارد. از نگاه من، او چند قدم جلوتر از بسیاری از نامهای بزرگ ادبیات معاصر ایستاده است.
و من…
حتی با شنیدنِ اسمت
آرامآرام فرو میریزم؛
انگار تمام زخمهایی
که به سختی پنهان کرده بودم،
با یک صدا
دوباره دهان باز میکنند.
نامت
برای دیگران فقط چند حرف است،
اما برای من
ویرانهایست
که هر بار از کنارش میگذرم،
خودم را زیر آوارش جا میگذارم.
کاش فراموش کردن
به سادگی نگفتنِ نامت بود…
اما من
حتی با شنیدنِ اسمت
نابود میشوم.
