ch
Feedback
اشاره

اشاره

前往频道在 Telegram

در خواب دوش، پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن نسرین غلامی ، درمانگر تحلیلی @nasin459gh

显示更多
未指定国家未指定类别
235
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+2930 天
帖子存档
وقتی نویسنده کلمه ای را که قبلاً نوشته است، تکرار می کند، بدین وسیله نشان می دهد که نمی تواند به آن آسانی از آن کلمه دل بکند، یعنی در عبارتی که کلمه مورد نظر خودنمایی می کند، نویسنده احتمالا مطالب زیادی برای گفتن داشته است، اما آن ها را نگفته است و الخ. تکرار یا در جا زدن در کار شخصی که رو نویسی می کند، می تواند جای اصطلاح من هم همینطور تلقی شود. حتی می توانیم نظریات خود را تعمیم داده و اشتباهات تایپی را نیز همچون لغزش های قلمی تایپیست محسوب کنیم و بدانیم که اشتباهات تایپی همانند لغزش های قلمی دارای انگیزه هستند. #زیگموندفروید #آسیب-شناسی-روانی-زندگی-روزمره @esharepsychoanalysis

«اگر در گرهی عمیق هستی، بدان که شاید همین‌جا، آستانه‌ی رهایی‌ات باشد.» https://t.me/esharepsychoanalysis

مشروطه و تمنای همسر قاضی ارداقی پس از صدور فرمان مشروطیت، اولین لایحه‌ای که مطرح شد لایحهٔ استقراض از خارجه بود. کشور ورشکسته بود و مشیرالدوله به پشتیبانی مجلس اول قصد داشت مبلغی از روس و انگلیس قرض بگیرد و در ازای آن به عنوان گرو گمرکات شمال را به روس و درآمد تلگراف و پستخانه را به انگلیس تقدیم کند. رجال وطن‌پرست مجلس مخالفت کردند و لایحه با رای اکثریت رد شد. در عوض تصمیم گرفته شد که با کمک صد نفر از تجار سرشناس و مردم غیرتمند بانک ملی ایرانیان را تاسیس کنند و با اعلان عمومی و طرح ماجرا دست یاری به سوی خود مردم ایران دراز کنند. شوری برپا شد و زنان و مردانی که عطر مشروطه مشامشان را آکنده بود در مجالس و مساجد و منابر به صدا درآمدند که این وجه را خودمان تامین می‌کنیم و دست به سوی بیگانه دراز نمی‌کنیم. از تجار سرشناس تا زنان و بچه‌مدرسه‌ای‌ها و فقرا، همه‌وهمه به یاری آمدند. در حد توان مبلغی تقدیم بانک کردند و در ازایش قبض و سهام گرفتند. هفتاد روز پس از اعلان مجلس، نامه‌ای از قزوین برای سعد‌الدوله، نمایندهٔ طبقهٔ اعیان و اشراف در مجلس اول فرستاده شد که تاثیری بسیار بر نمایندگان مجلس و رجال برجستهٔ ایران گذاشت. اصل نامه با عنوان «مکتوبی است که یکی از مخدرات وطن‌پرست غیرتمند ایرانی از قزوین به جانب سعدالدوله ارسال داشته است» در روزنامهٔ مجلس و خورشید منتشر و در محافل خوانده شد. چند خط از نامه را بخوانیم: «حضور مبارک پدر مهربان ملت ایران حضرت آقای سعدالدوله دامت شوکته. بندهٔ کمینه که جان ناقابل خودم را با نهایت افتخار برای پیشرفت مقاصد حضرات امنای دارالشورای ملی حاضرم فدا نمایم در روزنامهٔ مبارکهٔ مجلس دیدم که در خصوص تاخیر مراقبت عموم در بانک ملی کم‌کم خواطر مبارک وکلای محترم دارد مکدر و مأیوس می‌شود. ای جان این کمینه فدای آن ساحت مقدس باد که گویا هنوز از فقر و پریشانی ملت اطلاع ندارید! والله و بالله که ظلم و تعدی چیزی برای ما باقی نگذارده است... این کمینه مقدار ناقابل از زیورآلات خودم را که از برای ایام سخت ذخیره کرده بودم، فقط برای افتخار توسط... به جهت بانک ملی فرستادم. از حضور عالی عاجزانه استدعا دارم که هدیهٔ مختصر کمینه را با نظر بلند خودتان بنگرید و...» این نامه شوری در دوستاران وطن برپا کرد تا جایی که عده‌ای تصمیم گرفتند زیورآلات خانم را با قیمتی بیشتر بخرند و به او بازگردانند. آقای مهدی نورمحمدی پژوهشگر و سندپژوه دورهٔ قاجار و پهلوی این نامهٔ تاریخی را در سال ۱۳۸۲ به طور کامل در کتاب «قزوین در انقلاب مشروطیت» با عنوان «تاسیس بانک ملی و اقدام وطن‌پرستانهٔ یک بانوی قزوینی» منتشر کرده‌ است. هویت این بانوی بخشنده که ۱۱۸ سال پس از نگارش نامه نامعلوم بود، عاقبت با پژوهش خود آقای نورمحمدی شناخته شد. در چهاردهم مرداد سال ۱۴٠۳ یادداشتی از ایشان در بخش اخبار فرهنگی خبرانلاین منتشر شد که حاوی اطلاعاتی تلخ بود. ایشان با نقل یادداشتی که به تاریخ ۲۶ رمضان ۱۳۲۷ در شمارهٔ ۳۹ روزنامهٔ «ایران نو» منتشر شده بوده است مطالبی را روشن کردند. نخست این که آن بانوی ارجمند همسر ملاعلی ارداقی یکی از مجاهدان و فدائیان پاکباختهٔ راه مشروطه بوده است. قاضی ارداقی از همراهان و یاران جهانگیرخان صوراسرافیل و حاجی میرزا ملک‌المتکلمین بود که پس از به توپ بستن مجلس دستگیر و به دستور محمدعلی‌شاه در باغشاه شکنجه و سپس کشته شد. غم‌انگیزتر این که بانو پس از شهادت همسرش به لحاظ معیشت به شدت در تنگنا بوده است. او تنگدست و سوگوار و سیاهپوش، بچه‌به‌بغل اینجا و آنجا می‌رفته و تنها تمنایش همین بوده که «نگذارید ملت شهیدِ خود، فدایی خود، و قربانی خود را فراموش کنند» از شب پیش که به لطف آقای نورمحمدی به این اطلاعات دست یافتم یک لحظه پرهیب زن از پیش چشمم کنار نمی‌رود! هین که طوفان غم جهان بگرفت! @atefeh_tayyeh https://t.me/esharepsychoanalysis

به نظر من پذیرفتن فراموشی خاطرات کودکی و غیاب خاطرات مربوط به اولین سالهای زندگی به منزل یک اتفاق معمولی و عادی کار اشتباهی است .لازم است با این پدیده همانند یک معمای شگفت انگیز مواجه شویم . به احتمال زیاد فراموشی دوران کودکی کلید فهم یادزودگی هایی را در اختیارمان بگذارد که بر طبق کشفیات علمی جدید، مبنای شکل گیری تمام انواع نشانه های روان رنجوری هستند. #زیگموندفروید #آسیب-شناسی-روانی-زندگی-روزمره@esharepsychoanalysis https://t.me/esharepsychoanalysis

اگر خوکی فتد در مُشک و آدم زاد در سِرگین رود هر یک به اصل خود ز ارزاق و کفایت‌ها چو دیگ از زر بود او را سیه‌رویی چه غم آرد؟ که از جانش همی تابد به هر زخمی حکایت‌ها مولانا،دیوان شمس https://t.me/esharepsychoanalysis

مکانیسم فراموشی اسامی عبارت است از اختلالی که در هنگام یادآوری دوباره یک اسم اتفاق می افتاد و زنجیره افکاری ناخودآگاه و بی ارتباط با اسم مورد نظر مانع به خاطر آمدن آن اسم می شود . میان اسم فراموش شد و عقده اخلالگر ارتباطی از پیش موجود و یا ارتباطی که از مسیرهای به ظاهر ساختگی و به کمک تداعی های سطحی (بیرونی) ساخته می شود ، وجود دارد. در بین عقده های اخلالگر موثرترین آنها عقده های شخصی، خانوادگی و حرفه ای هستند. به طور کلی می توان دو نوع فراموشی اسامی را از هم تمیز داد : یک اسم یا به این دلیل فراموش می شود که چیز ناخوشایندی را به خاطر می آورد و یا به این دلیل که با اسم دیگری که می تواند احساس ناخوشایندی ایجاد کند مرتبط است . #زیگموند-فروید #آسیب شناسی-روانی- زندگی-روزمره https://t.me/esharepsychoanalysis

عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان هر دم تجلّی می‌رسد، برمی‌شکافد کوه را یک پاره اخضر می‌شود، یک پاره عبهر می‌شود یک پاره گوهر می‌شود، یک پاره لعل و کهربا ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او ای کُه، چه باد خورده‌ای؟ ما مست گشتیم از صدا https://t.me/esharepsychoanalysis