ch
Feedback
Morfin

Morfin

前往频道在 Telegram

پایانی‌سخت‌در‌شبی‌تاریک؛ @imshaya_n @Mamad_Bapiri

显示更多
未指定国家未指定类别
286
订阅者
-224 小时
-37 天
-330 天
帖子存档
هر بار که به این بچه نگاه میکنم به این فکر میکنم کجای زندگیم، چه کار خوبی کردم که خدا اونو گذاشته وسط زندگیم‌…

ما زمانی خواهیم رقصید،روی زمینی که به ما درد یاد داد.

هی میگم مهم نیس بعدش میزنم زیر گریه:)

جوانی ما صرف دوام آوردن شد نه زندگی•

چهره پرست چ داند ارزش دل صاف را ....

شب میشه و متوجه میشی سر صدای واقعی از درونته نه اطرافت!

فکر و خیال پیرمون کرد وگرنه سنی نداشتیم°

شب قرار بود پایان روز باشد ولی آغاز درد شد:)

واقعا دیگه مهم نیست ، کم کم دارم عادت میکنم به همه چیز هایی که واسشون حسرت میخوردم!

گفت نمردیم و چه چیزهایی دیدیم.. گفتم ای‌کاش مرده بودیم و نمی دیدیم.

درخت گرچه تنهاست؛اما ایستادن را خوب بلده.

از این تنهایی ما میشه هزار صفحه نوشت!

بزرگ شدن احمقانه ترین آرزویی بود که میتونستم بکنم.

اگه مخ زدن بلد بودم؛تنها مخی که میزدم مخ خودم با تیر بود...!

غمت غلیظ ترین کام سیگارمه!

بنازم وفای غم را حتی یک لحظه هم مرا تنها نداشت...

دلیل بیشتر بد اخلاقیام، از عصبی بودنم نیست، از دلتنگیه…

وقتی با تو صحبت می‌کنم نبض معنای دیگری پیدا می‌کند؛