ch
Feedback
Οὐρανία

Οὐρανία

前往频道在 Telegram

"𝔸ℝ𝕋 𝕚𝕤 𝕥𝕙𝕖 𝕤𝕦𝕡𝕣𝕖𝕞𝕖 𝕤𝕖𝕟𝕤𝕦𝕒𝕝 𝕡𝕝𝕖𝕒𝕤𝕦𝕣𝕖." 𝔻𝕠𝕟 ℂ𝕠𝕝𝕒𝕔𝕙𝕠 𝔸𝔻𝕄𝕀ℕ: @OURANIA7S

显示更多
未指定国家未指定类别
213
订阅者
+224 小时
+57 天
+1030 天
帖子存档
روی آدمیان اطرافم که دقیق می شوم [ فارغ از فشارهای بسیار بیرونی و مصائب ناخواسته ی پیش آینده] این را بوضوح تمام می بینم که بد
روی آدمیان اطرافم که دقیق می شوم [ فارغ از فشارهای بسیار بیرونی و مصائب ناخواسته ی پیش آینده] این را بوضوح تمام می بینم که بدترین شکنجه ها را با دستان خودشان است که بر جسم کم جانشان فرود می آورند! دلایل زیادی هم دارد اما مهمترینشان شاید این باشد که ظرفیت شادمانی را در خود نپرورانده اند و گنجایش لحظات شاد پیاپی را ندارند، زیرا لبخندزنی عملی مسئولیت زا و خطیر است! [خنده یعنی از پس چیزها هر چقدر هم که پلشت باشند برمی آیم] بدا به حال انسانی که به گدایی، طعنه و زارزنی خو کرده، چرا که عادت کردن به نقشِ «مظلوم»؛ ظالمانه تر از هر ستمی است که ممکن است بر جانمان روا دارند... ✍🏾شهروز مرکباتی لنگرودی

sticker.webp0.27 KB

"𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐩𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐢𝐚𝐧𝐬 :𝐈𝐧 𝐋𝐚𝐭𝐢𝐧, '𝐩𝐨𝐥𝐢 ' 𝐦𝐞𝐚𝐧𝐬 '𝐦𝐚𝐧𝐲,' 𝐚𝐧𝐝 '𝐭𝐢𝐜𝐬 ' 𝐦𝐞𝐚𝐧𝐬 '𝐛𝐥𝐨
"𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐩𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐢𝐚𝐧𝐬 :𝐈𝐧 𝐋𝐚𝐭𝐢𝐧, '𝐩𝐨𝐥𝐢 ' 𝐦𝐞𝐚𝐧𝐬 '𝐦𝐚𝐧𝐲,' 𝐚𝐧𝐝 '𝐭𝐢𝐜𝐬 ' 𝐦𝐞𝐚𝐧𝐬 '𝐛𝐥𝐨𝐨𝐝-𝐬𝐮𝐜𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐜𝐫𝐞𝐚𝐭𝐮𝐫𝐞𝐬." 🎩𝐑𝐨𝐛𝐢𝐧 𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦𝐬 «در مورد سیاست‌ها: در زبان لاتین، کلمه "Poli" به معنای" بسیار" و "tics" به معنای " انگل های خونخوار" است.» 🎩رابین ویلیامز

Repost from Homonoia
«پس مردِ زرگر چنـد روزی در خیـال بود که شبی از شب‌ها که بـاد و بـاران و رعـد سخت همی آمد، مـردِ زرگـر لبـاسِ دزدان بـه خـود ر
+4
«پس مردِ زرگر چنـد روزی در خیـال بود که شبی از شب‌ها که بـاد و بـاران و رعـد سخت همی آمد، مـردِ زرگـر لبـاسِ دزدان بـه خـود راسـت کرده، رو بـه خانـۀ خواجـۀ کنیزک بیاورد و کمنـد به کنگرۀ حصـارِ آن انداختـه، بـه فـرازِ قصـر شـد و از آنجـا بـه ساحتِ خانـه فرود آمـد؛ همـۀ کنیزکـان را دید که هر یک بـه تختی خوابیـده‌اند و تختی دید از مَرمَر کـه کنیزکی بَرو خفته، عارضش مانندِ ماهِ شبِ چـارده درخشانسـت؛ قصدِ آن کنیـزک کرده در نزدِ سـرِ او بنشسـت، دیـد دو شمـعِ عنبـرین در شمعـدان‌هـای زرّین در نزدِ سر و پای کنیزک همی سـوزَد و در زیـر وِساده حقّه‌ای‌ست سیمین، همـۀ زیورهای آن کنیزک در آن حقّه است...» ‌برگرفته از کتابِ هزار و یک شب: حکایتِ پانصد و هشتاد و ششمین شب؛ ترجمه و ویرایشِ مُلّا عبداللطیف طسوجی. همراه با تندیسِ زیبای «برهنۀ خفته»، شاهکارِ فِلیکس-موریس شارپانتیه، پیکرتراشِ فرانسوی.

"𝐍𝐲𝐦𝐩𝐡𝐬," 𝟏𝟖𝟕𝟖 ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓).
"𝐍𝐲𝐦𝐩𝐡𝐬," 𝟏𝟖𝟕𝟖 ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓).

𝟏. "𝐘𝐨𝐮𝐧𝐠 𝐆𝐢𝐫𝐥 𝐃𝐞𝐟𝐞𝐧𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐇𝐞𝐫𝐬𝐞𝐥𝐟 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧𝐬𝐭 𝐄𝐫𝐨𝐬" 𝟏𝟖𝟖𝟎. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞
+1
𝟏. "𝐘𝐨𝐮𝐧𝐠 𝐆𝐢𝐫𝐥 𝐃𝐞𝐟𝐞𝐧𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐇𝐞𝐫𝐬𝐞𝐥𝐟 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧𝐬𝐭 𝐄𝐫𝐨𝐬" 𝟏𝟖𝟖𝟎. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). 𝟐. "𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐚𝐬𝐩'𝐬 𝐍𝐞𝐬𝐭" 𝟏𝟖𝟗𝟐. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓).

𝟏. "𝐍𝐲𝐦𝐩𝐡𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐒𝐚𝐭𝐲𝐫" 𝟏𝟖𝟕𝟑 ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏�
+1
𝟏. "𝐍𝐲𝐦𝐩𝐡𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐒𝐚𝐭𝐲𝐫" 𝟏𝟖𝟕𝟑 ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). 𝟐. "𝐎𝐫𝐞𝐚𝐝𝐞𝐬" 𝟏𝟗𝟎𝟐 ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓).

𝟏. "𝐄𝐯𝐞𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐌𝐨𝐨𝐝" 𝟏𝟖𝟖𝟐. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓)
+1
𝟏. "𝐄𝐯𝐞𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐌𝐨𝐨𝐝" 𝟏𝟖𝟖𝟐. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). 𝟐. "𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐀𝐥𝐥𝐞𝐠𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬" (𝟏𝟖𝟖𝟎𝐬). ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓).

𝟏. "𝐀𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐚𝐭𝐡," 𝟏𝟖𝟕𝟓. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗�
+2
𝟏. "𝐀𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐚𝐭𝐡," 𝟏𝟖𝟕𝟓. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). 𝟐. "𝐋𝐞𝐬 𝐃𝐞𝐮𝐱 𝐒𝐨𝐞𝐮𝐫𝐬" 𝟏𝟖𝟕𝟎. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). 𝟑. "𝐖𝐨𝐦𝐚𝐧 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐬𝐡𝐞𝐥𝐥" 𝟏𝟖𝟖𝟓. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓).

"𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐂𝐮𝐩𝐢𝐝", 𝟏𝟖𝟖𝟗. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗�
"𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐂𝐮𝐩𝐢𝐝", 𝟏𝟖𝟖𝟗. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). پسوخه و کوپیدو عشّاق اساطیری در جهان باستان که در اساطیر روم باستان بدین نام و در اساطیر یونان باستان با عنوان پسیخه و اروس شناخته می‌شدند. گرچه نخستین بار افسانه مربوط به این عشاق در سدهٔ دوم میلادی توسط آپولیوس در کتاب الاغ طلایی روایت شده‌است، امّا قدمت این افسانه بدون شک به اعصار قبل از این دوران بازمی‌گردد. در این افسانهٔ بسیار زیبا و سرشار از سمبل‌ها و نمادهای فلسفی، اروس یا کوپیدو (خدای عشق) که پسر آفرودیت یا ونوس است، شیفتهٔ دختر زیبایی به نام پسوخه یا پسیخه می‌گردد و همهٔ شادی‌ها و نعمت‌های جهان، به جز لذت دیدار خویش را به او ارزانی می‌دارد، و با این کار، حسادت بی رحمانهٔ مادرش، آفرودیت را برمی‌انگیزد، امّا سرانجام با پادرمیانی زئوس یا ژوپیتر همه چیز در آسمان‌ها، پایانی خوش می‌یابد و از ازدواج پسوخه و کوپیدو، شهوت زاده می‌گردد. داستان عشق پسوخه و کوپیدو تمثیلی از این معناست که: "نفس انسانی، چون با تحمل رنج و اندوه پاک شود، قرین سعادت خواهد شد."

𝐇𝐲𝐦𝐧 𝐓𝐨 𝐄𝐫𝐨𝐬 𝐛𝐲 𝐃𝐞𝐧𝐢𝐬𝐞 𝐋𝐞𝐯𝐞𝐫𝐭𝐨𝐯

𝐎 𝐄𝐫𝐨𝐬, 𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐭𝐥𝐲 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐧𝐞, 𝐡𝐞𝐚𝐫 𝐦𝐞. 𝐋𝐞𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐡𝐚𝐝𝐨𝐰 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐲 𝐰𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡 𝐦𝐞. 𝐋𝐞𝐭 𝐭𝐡𝐲 𝐩𝐫𝐞𝐬𝐞𝐧𝐜𝐞 𝐞𝐧𝐟𝐨𝐥𝐝 𝐦𝐞, 𝐚𝐬 𝐢𝐟 𝐝𝐚𝐫𝐤𝐧𝐞𝐬𝐬 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐬𝐰𝐚𝐧𝐝𝐨𝐰𝐧. 𝐋𝐞𝐭 𝐦𝐞 𝐬𝐞𝐞 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐝𝐚𝐫𝐤𝐧𝐞𝐬𝐬 𝐥𝐚𝐦𝐩 𝐢𝐧 𝐡𝐚𝐧𝐝, 𝐭𝐡𝐢𝐬 𝐜𝐨𝐮𝐧𝐭𝐫𝐲 𝐛𝐞𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐜𝐨𝐮𝐧𝐭𝐫𝐲 𝐬𝐚𝐜𝐫𝐞𝐝 𝐭𝐨 𝐝𝐞𝐬𝐢𝐫𝐞. 𝐃𝐫𝐨𝐰𝐬𝐲 𝐠𝐨𝐝, 𝐬𝐥𝐨𝐰 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐞𝐥𝐬 𝐨𝐟 𝐦𝐲 𝐭𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭 𝐬𝐨 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐈 𝐥𝐢𝐬𝐭𝐞𝐧 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐧𝐨𝐰𝐟𝐚𝐥𝐥 𝐡𝐮𝐬𝐡 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐲 𝐜𝐢𝐫𝐜𝐥𝐢𝐧𝐠. 𝐂𝐥𝐨𝐬𝐞 𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐦𝐞 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐦𝐨𝐤𝐞 𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐲 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫, 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐞 𝐰𝐚𝐲 𝐛𝐞, 𝐞𝐚𝐜𝐡 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫, 𝐟𝐢𝐠𝐮𝐫𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐟𝐥𝐚𝐦𝐞, 𝐟𝐢𝐠𝐮𝐫𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐬𝐦𝐨𝐤𝐞, 𝐟𝐢𝐠𝐮𝐫𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐟𝐥𝐞𝐬𝐡 𝐧𝐞𝐰𝐥𝐲 𝐬𝐞𝐞𝐧 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐝𝐮𝐬𝐤. 📝𝐇𝐲𝐦𝐧 𝐓𝐨 𝐄𝐫𝐨𝐬 ✍🏾𝐃𝐞𝐧𝐢𝐬𝐞 𝐋𝐞𝐯𝐞𝐫𝐭𝐨𝐯 ای اروس، ای آن که خاموش و با لبخندی محو بر جهان می‌نگری، صدایم را بشنو. بگذار سایه‌ی بال‌هایت چون نوازشی آرام بر من بلغزد. بگذار حضورت مرا در آغوش بگیرد؛ چنان‌که تاریکی بر زمین فرود می‌آید مثلِ فرودِ نرم قوها. بگذار آن چراغ نهفته در ظلمت را ببینم؛ تا این سرزمین در روشنای آن به سرزمینی دیگر بدل شود، سرزمینی مقدس برای اشتیاق. ای خدای خواب‌آلود، چرخ‌های بی‌قرار اندیشه‌ام را آهسته کن، تا دیگر جز به نجوای برف‌گونِ گردش تو گوش نسپارم. معشوقم را در حلقه‌ی دودآلود قدرتت با من یکی کن؛ تا ما برای یکدیگر شعله‌هایی باشیم لرزان، دودهایی شناور، تن‌هایی که در گرگ‌ومیشِ شب گویی برای نخستین بار دیده می‌شوند. 📝سرود عشق (سرودی برای اروس) ✍🏾دنیز لورتوف

"𝐓𝐡𝐞 𝐚𝐛𝐝𝐮𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐞" 𝟏𝟖𝟗𝟓. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏
+4
"𝐓𝐡𝐞 𝐚𝐛𝐝𝐮𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐞" 𝟏𝟖𝟗𝟓. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). اروس به معنی عشق جنسی، در اسطوره‌های یونان خدای عشق بود. طبق روایتی دیگر، اروس خدای بسیار جوان تریست و پسر آفرودیته و معشوقش آرس، به شمار می‌آید. مطابق این روایت اروس در هنر و ادبیات کلاسیک به هیئت مردی نیرومند، زیبا و پهلوان تصویر شده‌است. در دورهٔ کلاسیک او را حامی عشق همجنسگرایانه بین مردان و جوانان نیز تلقی کرده‌اند. در افسانه‌ها از پسوخه به عنوان همسر وی یاد شده‌است و در دوره‌های هلنی، که عشق در هنر و ادبیات جنبه‌های رمانتیک تری یافت، رفته‌رفته اروس را کودک یا نوزاد بالداری، که تیردانی پر از تیر دارد، در نظر گرفته‌اند؛ حتی بعضی او را جمع تصور کرده‌اند و اروتس خوانده‌اند. زیرا شور و سوداهایی که او مظهرش بود چندگانه به نظر می‌رسید. رفته رفته این تصور قوت گرفت که تیرهای او سر طلایی‌اند و اگر به قربانیان اصابت کنند سبب ایجاد میل آتشین در آن‌ها می‌شوند؛ بعضی دیگر از جنس سرب هستند و اگر به کسی اصابت کنند سبب می‌شود که عاشق از دلباختهٔ خود روی بگرداند، به این ترتیب اروس هم عشق بر می‌انگیخت و هم جفا.

"𝐁𝐢𝐛𝐥𝐢𝐬"𝟏𝟖𝟖𝟒. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). این نقاشی پیکر
"𝐁𝐢𝐛𝐥𝐢𝐬"𝟏𝟖𝟖𝟒. ©𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦-𝐀𝐝𝐨𝐥𝐩𝐡𝐞 𝐁𝐨𝐮𝐠𝐮𝐞𝐫𝐞𝐚𝐮 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡, 𝟏𝟖𝟐𝟓-𝟏𝟗𝟎𝟓). این نقاشی پیکر بیبلیس را به تصویر می‌کشد که در اساطیر یونان باستان دختر میلتوس و سیانه بود. بیبلیس دست رد به سینه خواستگاران بسیار می‌زد، زیرا دل‌باخته‌ی برادرش، کائونوس، شده بود. کائونوس که بیم آن داشت گرفتار دامِ شهوتی گناه‌آلود شود، از شهر گریخت؛ و بیبلیس از شدت اندوه و عذاب، جان سپرد. اووید در اثر خود، دگردیسی‌ها، روایت متفاوتی از این اسطوره را به کار گرفته است: بیبلیس پس از آگاهی از رفتن برادرش، روبان را از موهای خود باز کرد، آن را به درختی از نوع بلوط همیشه سبز بست و خود را حلق‌آویز کرد. اشک‌های او چشمه‌ای پدید آورد که از پای همان درختِ سرنوشت‌ساز می‌جوشید. روایت سوم این اسطوره حاکی از آن است که کائونوس دچار عشقی نامشروع به خواهرش شده بود، بیبلیس برای گریز از شهوت برادر، کوشید با پرتاب کردن خود از فراز صخره‌ای سنگی به زندگی‌اش پایان دهد؛ اما نیمف‌ها مانع شدند و او را به یک *هامادریاد بدل کردند. *هامادریادها در اساطیر یونانی، نژادی از حوری‌های جنگلی یا ارواح طبیعت به شکل زنانی زیبا و جوان هستند که بر درختان، باغ‌ها و جنگل‌ها نظارت داشتند.

📖𝐓𝐡𝐨𝐬𝐞 𝐡𝐨𝐮𝐫𝐬, 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐰𝐨𝐫𝐤 𝐝𝐢𝐝 𝐟𝐫𝐚𝐦𝐞 𝐓𝐡𝐞 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐥𝐲 𝐠𝐚𝐳𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐞𝐲𝐞 𝐝𝐨𝐭𝐡 𝐝𝐰𝐞𝐥𝐥, 𝐖𝐢𝐥𝐥 𝐩𝐥𝐚𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐭𝐲𝐫𝐚𝐧𝐭𝐬 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐬𝐚𝐦𝐞 𝐀𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐮𝐧𝐟𝐚𝐢𝐫 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐟𝐚𝐢𝐫𝐥𝐲 𝐝𝐨𝐭𝐡 𝐞𝐱𝐜𝐞𝐥; 𝐅𝐨𝐫 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫-𝐫𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐢𝐦𝐞 𝐥𝐞𝐚𝐝𝐬 𝐬𝐮𝐦𝐦𝐞𝐫 𝐨𝐧 𝐓𝐨 𝐡𝐢𝐝𝐞𝐨𝐮𝐬 𝐰𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫, 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐨𝐧𝐟𝐨𝐮𝐧𝐝𝐬 𝐡𝐢𝐦 𝐭𝐡𝐞𝐫𝐞; 𝐒𝐚𝐩 𝐜𝐡𝐞𝐜𝐤𝐞𝐝 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐟𝐫𝐨𝐬𝐭, 𝐚𝐧𝐝 𝐥𝐮𝐬𝐭𝐲 𝐥𝐞𝐚𝐯𝐞𝐬 𝐪𝐮𝐢𝐭𝐞 𝐠𝐨𝐧𝐞, 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 𝐨'𝐞𝐫-𝐬𝐧𝐨𝐰𝐞𝐝 𝐚𝐧𝐝 𝐛𝐚𝐫𝐞𝐧𝐞𝐬𝐬 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐰𝐡𝐞𝐫𝐞: 𝐓𝐡𝐞𝐧 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐧𝐨𝐭 𝐬𝐮𝐦𝐦𝐞𝐫'𝐬 𝐝𝐢𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐥𝐞𝐟𝐭, 𝐀 𝐥𝐢𝐪𝐮𝐢𝐝 𝐩𝐫𝐢𝐬𝐨𝐧𝐞𝐫 𝐩𝐞𝐧𝐭 𝐢𝐧 𝐰𝐚𝐥𝐥𝐬 𝐨𝐟 𝐠𝐥𝐚𝐬𝐬, 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲'𝐬 𝐞𝐟𝐟𝐞𝐜𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐛𝐞𝐫𝐞𝐟𝐭, 𝐍𝐨𝐫 𝐢𝐭, 𝐧𝐨𝐫 𝐧𝐨 𝐫𝐞𝐦𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐢𝐭 𝐰𝐚𝐬:    𝐁𝐮𝐭 𝐟𝐥𝐨𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐝𝐢𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥𝐞𝐝, 𝐭𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡 𝐭𝐡𝐞𝐲 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐰𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐦𝐞𝐞𝐭,    𝐋𝐞𝐞𝐬𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐭𝐡𝐞𝐢𝐫 𝐬𝐡𝐨𝐰; 𝐭𝐡𝐞𝐢𝐫 𝐬𝐮𝐛𝐬𝐭𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐬𝐭𝐢𝐥𝐥 𝐥𝐢𝐯𝐞𝐬 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭. 🎩𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦 𝐒𝐡𝐚𝐤𝐞𝐬𝐩𝐞𝐚𝐫𝐞 📖 آن ساعت ها که با گذار ظریف خود، پیکره‌ای چنان دل‌ربا رقم می‌زنند که چشم هر بیننده‌ای خیره به آن می‌نگرد، بیرحمانه خواهند تاخت بر آن پیکر دل ربا و نازیبا خواهند ساخت آن سرآمد زیبایی را چرا که این ساعتِ بیقرار، تابستان را به زمستانی مخوف می‌راند و بند از بندش می‌گشاید ان‌جا که یخبندان، شاهرگ حیات را بسته؛ برگ‌های بانشاط جملگی از شاخه‌ها گسسته؛ برف بر رخسار زیبایی نشسته و همه جا برهنگی رُسته. و اگر عصاره‌ای از تابستان در محبس برج و بارویی شیشه‌ای محفوظ نمانده باشد، نمودِ زیبایی هم با بودِ آن خواهد رفت؛ نه اثری از آن‌چه بود و نه خبری. اما گل‌هایی که گلابشان مهیاست، به وقت ملاقات زمستان، نمودِ وجودشان به جاست و جوهر نوشینشان در حیات، پابرجا. 🎩ویلیام شکسپیر

photo content

𝐓𝐎𝐔𝐓 𝐄𝐍𝐓𝐈È𝐑𝐄 𝐛𝐲 𝐂𝐡𝐚𝐫𝐥𝐞𝐬 𝐁𝐚𝐮𝐝𝐞𝐥𝐚𝐢𝐫𝐞 (𝐅𝐫𝐞𝐧𝐜𝐡 𝐕𝐞𝐫𝐬𝐢𝐨𝐧: 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜)