A D A M A K
前往频道在 Telegram
335
订阅者
+124 小时
+17 天
-730 天
帖子存档
334
در این دنیای اعمال تیره، هر کس راز خود را نگاه میدارد. راز چیزی است که برای همه هست.
•1007
@Adamak_07
334
آدمی در روشنایی رنج میبرد؛ افراط در آن میسوزاند. شعله دشمن بال و پر است. سوختن و از پرواز وا نماندن خارقهای از نبوغ است.
*
هنگانی که بشناسید و هنگانی که دوست بدارید، باز هن رنج خواهید برد.
•999
@Adamak_07
334
نسبت به عقوبت دیدگان شفقت داشته باشیم. دریغا! ما خود کیستیم؟ من که با شما سخن میگویم کیستم؟ شما که به من گوش دارید کیستید؟ از کجا میآییم؟ آیا کاملا اطمینان داریم که پیش از آن که زاییده شویم کاری نکردهایم؟ زمین خالی از شباهت به یک زندان نیست. از کجا معلوم است که آدمی، یک بازداشت شدهی عدل الهی نیست؟
آیا شما آن کسید که خوشبخت نام دارد؟ بسیار خوب؛ با این همه، همه روزه غمگین هستید. هر روز، اندوه بزرگی یا پروای کوچکی مخصوص بخود دارد. دیروز برای سلامت کسی که نزد شما عزیز است میلرزیدید، امروز بر سلامت خود بیمناکید، فردا اظطرابتان راجع به پول خواهد بود، پس فردا زخم زبان یک مفتری اندوهگینتان خواهد ساخت؛ پسین فردا بدبختی یک دوست سبب تاثرتان خواهد شد؛ سپس بدی یا خوبی هوا، پس از آن شکستن یا گم شدن چیزی نفیس، پس از آن تفریحی که به دلیل آن وجدان و ستون فقرات ملامتتان میکنند؛ یکبار دیگر، جریان امور عمومی این در صورتی است که آلام قلبی را بشمار نیاوریم. و همچنین امتداد مییابد. ابری از میان میرود، ابر دیگری پدیدار میشود. در هر صد روز به زحمت یک روز اتفاق میافتد که آفتاب شادمانی برای شما بدرخشد و حال آن که شما از افراد نادری هستید که سعادت دارند! اما دیگر آدمیان، ظلمت راکد بر سرشان افتاده است.
•998
@Adamak_07
334
نمیدانم دارم روزهایم را میکشم؛ یا روزهایم دارند مرا میکشند. در هر صورت جنایتی در حال وقوع است.
•داستایفسکی
@Adamak_07
334
امروز یکی ازم پرسید متن کتابارو خودت مینویسی میذاری چنل، گفتم اره گفت چه حوصلهای داری!
چی بگه آدم اونم به کسی که تو عمرش یک خط هم کتاب نخونده؛
من عشق این کار رو دارم، حالم رو خوب میکنه و خب در کنارش دوست دارم شما هم استفاده و لذتش رو ببرید🍀
334
آدمی، دایره نیست که فقط یک مرکز داشته باشد؛ بیضی است و دارای دو کانون است. یک کانونش افعال است و کانون دیگرش افکار.
•997
@Adamak_07
334
هنگامی که پای تعمق در یک جراحت یا در یک غرقاب، یا در یک اجتماع در میان است از چه وقت، پیش رفتن بسیار و رسیدن به عمق، گناه بشمار میرود. ما همیشه فکر کردهایم که این، گاه یک عمل جسورانه و یالااقل یک کار ساده و مفید و شایستهی توجه محبتآمیزی است در خور وظیفهی پذیرفته شده و انجام یافته. همه چیز را اکتشاف نکردن، همه چیز را مطالعه نکردن، میان راه ایستادن، برای چه؟ توقف کار گمانه است نه کار گمانهزن.
•993
@Adamak_07
334
موجود بیفایده؛ یعنی موذی! این چیزی است که آدمی را یکسره به قعر بینوایی فرو میبرد. بدبخت کسی که میخواهد طفیلی باشد! چنین کس مثل کرم خواهد شد.
•935
@Adamak_07
334
مثل دیگران بودن کسلت میکند!
*
کار، یک ناموس بزرگ است؛ کسی که به صورت یک کسالت از خود براندش به صورت یک شکنجه دچارش خواهد شد؛ اگر نخواهی کارگر شوی غلام خواهی شد. کار هرگز شما را از یک طرف رها نمیکند مگر برای آن که از طرف دیگر گریبانتان را باز گیرد؛ نمیخواهی دوستش باشی، غلام سیاهش خواهی شد. آه؟ تو خستگی شرافت آمیز مردان را نمیپسندی؛ پس عرق دوزخیان از سر تا پایت فرو خواهد چکید، جایی که دیگران میخوانند تو ناله خواهی کرد.
•933
@Adamak_07
334
باید به بعضی از آدمها، کلمه به کلمه، همهچی رو توضیح داد. چون لایقش هستن. به بعضیها بهتره یه جواب کوتاه یک کلمهای داد. چون جایگاهشون همین اندازهست.
به بعضیها هم نیازی نیست هیچ توضیحی داد چون جایگاه خاصی در فضای احساسی و اجتماعی ما ندارن!
حالا نکته کجاست؟
لطفا مدام به همه، همهچی رو توضیح ندین و دلایل رفتارتون رو موشکافانه تشریح نکنید. اول به اندازه جایگاه آدمها تو زندگیتون نگاه بندازید بعد به اندازه حضور اون آدم تصمیم بگیرید بهش توضیح بدید یا ندید.
@Adamak_07
