𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑚𝑖𝑙𝑒 𝑜𝑓 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑠
前往频道在 Telegram
𝙞𝙛 𝙞 𝙙𝙞𝙙𝙣'𝙩 𝙝𝙖𝙫𝙚 𝙪,𝙞'𝙙 𝙣𝙚𝙫𝙚𝙧 𝙨𝙚𝙚 𝙩𝙝𝙚 𝙨𝙪𝙣 𝙐 𝙩𝙖𝙪𝙜𝙝𝙩 𝙢𝙚 𝙝𝙤𝙬 𝙩𝙤 𝙗𝙚 𝙨𝙤𝙢𝙚𝙤𝙣𝙚♡ 💙💚🇨🇮❤️💛 درودی به کوکی های زیبام،اگه کاری باهام داشیتید اینجام: @Parycookiesbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=52
显示更多未指定国家未指定类别
197
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-430 天
帖子存档
Repost from N/a
بیلی آیلیش اشتباهی دفتر خاطرات منو باز کرد و تصمیم گرفت everything i wanted رو بنویسه.
Repost from ''بند بیستوهشتم🖤
سلام سلام ماتیلدام
یه میتینگ میخوام بزارم توی شهر رشت
فعلا فقط میخوام ببینم چه کسایی پایه ان تا بعد روز و مکانش انتخاب شه.
پس اگه پایه این خبرم کنین
@Asr_rp
-دوستدار شما ماتیلدا
واندایرکشن عزیزم .....
ممنونم ازت بابت تمام خاطراتی که برام توی این چندین سال ساختی لبخند ها، گریه ها، آهنگ ها ، مومنت های رندوم و..... همه و همه حتی برام چند دقیقه هم که شده بود حال و هوای من رو عوض میکردی ! امشب دوباره ۲۳ جولایه شب تولدت شبی که هر سال ممنونم که با این ۵ تا پسر اشنا شدم و راه و روش ها و کلی چیز مخلفی رو بهم یاد دادن از عشق و چطور عشق ورزیدن بگیر تا موارد دیگه تولد۱۶ سالگی مبارک 💛❤️💚💙🇨🇮
Repost from N/a
+1
📖 فنفیک: Fire of Silence
ژانر:
الهامگرفته از Supernatural | فانتزی | معمایی | جنایی | ترسناک | عاشقانه | طنز | ماورایی
خلاصه داستان:
همهچیز از یک سفر ساده به لندن شروع میشه...
زین، هری و لویی، سه دوست صمیمی، در مسیر سفرشون با اتفاقاتی غیرقابلتوضیح روبهرو میشن؛ اتفاقاتی که زندگیشون و برای همیشه تغییر میده و اونار و به شهر منچستر میکشونه.
در اونجا سرنوشت، مسیرشون و با دو برادر شکارچی موجودات ماورایی، سم و دین وینچستر، و فرشتهای به نام کستیل گره میزنه. اما خیلی زود مشخص میشه که این ملاقات اتفاقی نبوده...
وقتی نشانههای آخرالزمان یکییکی آشکار میشن و دروازه شیاطین در آستانه گشوده شدن قرار میگیره، اونا مجبور میشن در کنار هم با شیاطین، فرشتگان، هیولاها و رازهایی روبهرو بشن که میتونند سرنوشت جهان و تغییر بدن.
در دنیایی که هیچکس آنطور که به نظر میرسه نیست، تنها یک اشتباه برای آغاز آخرالزمان کافی ست...
کاپلها:
🖤 Larry (Louis × Harry)
🖤 Ziam (Zayn × Liam)
🖤 Destiel (Dean × Castiel)
لینک واتپد
Repost from گیتاری که رنگ مینوازد-♫♪♬-
بچهها من خودمم شاپ نقاشی و اکسسوری دارم اگه ندارید، داشته باشیدش😭💕
@naghashak2007
اینستام و بله هم همینه
من این اهنگو برات روز سه شنبه پلی میکنم اما تو انقدر نرد نیستی که یاد چیزی بی افتی...
نمیدونم چرا انقدر سِر هستم فردا امتحان دارم هیچی نخوندم تازه شبم میخوام فوتبالم ببینم
وقتی میام اینجا بعد همچین چیزی رو میبینم دلم قیلیویلی نیره ماچتون میخوام کنممم
If the world was ending I wanna be next to food....یادی کنیم از رابطه ی زیبای دین و غذا
