214
订阅者
无数据24 小时
-67 天
+230 天
帖子存档
214
به آن عشقی که میخواستی رسیدی؟
دنیای بیرون و آدم هایش بدون حضور من؛
مانند تصوراتت زیبا بودند؟
با اینکه هر روز نسبت به تو بی تفاوت تر میشوم،اما بدم نمیاید که بفهمم پشیمان شدی
بدم نمیاید که بفهمم اشتباه کردی؟
شاید در عشق چنین چیزی بی معنا باشد
اما خب تو عشق را برای من بی معنا کردی!
بدم نمیاید که خوش باشی اما در خلوت خود به خودت بگویی که من خاص ترینه تو بودم.
بدم نمیاید که برای من اشک بریزی و رد اشک هایت بر گونه هایت بماند تا نشانه و تفاوتی باشد میان بودن و نبودن من
بدم نمیاید باشی؛گاهی بد با وجود اینکه سر بکنی روز هارا زندگی برایت بگذرد به هر نحوی اما داشته باشد یک چیزی گاهی کم
بدم نمیاید داشته باشی گاهی غم
بشود دلت گاهی تنگ
بزنی به من گاهی سر و من تنها به تو بگویم
دیدی سر هیچی؛خراب کردی همه چیو تهش؟
