𝕄 𝔹 𝟜
前往频道在 Telegram
254
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-1530 天
帖子存档
254
دختره ١٢ سالشه، تو بيو نوشته خسته شدم از شجاع بودن، فك كنم منظورش تنهايی شبا دستشويی رفتن باشه
254
از آدم کُند متنفرم. تو مترو، رو پله برقی، تو رانندگی، تو راه رفتن، تو کار، تو صحبت کردن. جون بکن بابا.
254
انگار زندگیم رو دادن سانسورچی های صدا و سیما دستکاری کردن
نه بوسی نه بغلی نه دیالوگ عاشقانه ای
فقط اومدم یه موز بردارم و برم
254
شبا همه ی اعضای بدن میخوابن به جز مثانه که از سر شب به این در و اون در میزنه تا صبح یه لیتر شاش جور کنه که بتونه باهاش سرصبح دهنتو سرویس کنه
254
بابابزرگم گفت جوونیام آرزوم بود مداح شم.
گفتم چرا نشدی؟
گفت تریاک میزدم که صدام دورگه بشه، نعشه میشدم هایده میخوندم
