زادهِ خیال…
前往频道在 Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
显示更多未指定国家未指定类别
257
订阅者
-324 小时
-137 天
-130 天
帖子存档
257
_عشق را در چیوضع میبینی گایلز؟
_آه، ناتاشا به هر کجا دیدگانم گشوده میشود؛ این جمله را میشنوم.
هنگامیکه به اطفال مینگرم که از عشق حرف میزنند در حیرت فرو میروم؛ از چه زمانی اطفال حس عشق لمس و درک کردند؟ میخواهم بخندم اما پیش از خنده حس تأسف بر من چیره میشود!
و به بزرگان مینگرم؛ ظاهراً از بزرگان اسم بزرگ به ارث بردند؛ دست به هر کثافتی که میتوانند میزنند بعداً با لبخندی شبیه اهریمن میگویند ما عاشقیم! هنگامی که این واژه در گوشهایم همانند ناقوس به صدا در میآید؛ اسید معدهام میجوشد و میخواهم عق بزنم!
نفرین ابالیس؛ و خالق ابالیس بر آنانیکه عشق را این چنین تحریف کردهاند!
#بیک
257
پفیوز کیست؟
پفیوز کسی است که فکر میکند خیلی باهوش است؛ وهیچ وقت نمیتواند جلو دهانش را بگیرد.
مهم نیست بقیه چه میگویند. او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعیش را میکند که تو همیشه فکر کنی گند زدهای، مهم نیست تو از چه حرف میزنی، او بهتر از تو میداند.
257
_ اگر روزی آزادی به کشورتان آوار شود واکنشتان چیست؟
به چشمانم کهربائیش نگریستم؛ پاسخ های زیادی در ذهنم جولان میداد.
مردد نوک لبانم خیس کردم؛ با نخستین پاسخم او دیگر از من سوال نپرسید.
_ ما با نزاع و ویرانی خو گرفتهایم؛ اینچیزی است که رفتهگانمان و نسل حال در تجربه زیستنش بودیم و هستیم و اگر روزی به قول تو آزادی بر ما آوار شود و ما با این حس تقابل کنیم دچار کاتاتونیک ( فلج عصبی از شدت آرامش ) میشویم!
#بیک
257
Repost from لاٰـم…ོ ⏾
امیدوارم تا عمر دارید دور باشید از؛ چشم های تنگ، زبان های تلخ، قلب های سنگ و ذاتهای کثیف…
257
_ اگر روزی آزادی به کشورتان آوار شود واکنشتان چیست؟
به چشمانم کهربائیش نگریستم؛ پاسخ های بسیاری در ذهنم جولان میداد.
مردد نوک لبانم خیس کردم؛ با نخستین پاسخم او دیگر از من سوال نپرسید.
_ ما با نزاع و ویرانی خو گرفتهایم؛ اینچیزی است که رفتهگانمان، ما و آیندگانمان در تجربه زیستنش هستیم و اگر روزی به قول تو آزادی بر ما آوار شود و ما با این حس تقابل کنیم دچار کاتاتونیک ( فلج عصبی از شدت آرامش ) میشویم!
#بیک
257
نوآوری کنید؛ ترک کنید دنیا مقلد بودن.
نوشتههای هم کاپی نکنید بگذارید جهان نویسندگی به گند کشیده نشود…
257
Repost from N/a
سپید شوم
خواندنم بلدی؟
دریا شوم
غرق شدنم را
شنا کردن بلدی؟
کوه شوم
خستگیهایت را
روی شانههایم بگذاری
بلدی؟
ابر شوم
برای تمام بغضهایت
باریدن بلدی؟
رنگینکمان شوم
بعد از تمام گریههایت
دیدنم بلدی؟
و اگر
عاشق شوم
معشوق بودنم را
بلدی؟
#فاطمه_سما
#سپید
257
دیگر توانِ وانمود کردن ندارم نمیتوانم لبخند بزنم و بگویم همهچیز خوب است وقتی درونم شهری از سکوت و ویرانی برپا شده است.!
#شاهدخت_دورگه
