“رُزِ وَحشی”
前往频道在 Telegram
233
订阅者
无数据24 小时
-17 天
+130 天
帖子存档
233
آن زمان که خبرِ رفتنِ تو تو سرم زوزه کشید من شدم زمزه گرگ و تنم خونه شیر آن زمان که غم دوری ات به دلم چنگشو زد شبِ من شد شبِ یلدا و نبودت میکنه رنگشو بد
233
بین من و حال خوب بودش یه راه دور از صدام معلومه حالم خرابه مثل افسرده ای که به خوشی باور نداره همون شبگردیم که یه خواب راحت نداره مثل نویسنده ای که قلم کاغذ نداره
