“رُزِ وَحشی”
前往频道在 Telegram
233
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+230 天
帖子存档
233
صبح باید ۶ بیدار بشم برم مدرسه اما ساعت ۲ صبح داره میگذره تو سرم که چقدر ترسناکه یه روزی ما برای آخرین بار خندیدیم یه روز برای آخرین بار مامانم سر کار رفت یه روز برای آخرین بار یه لباسش تنش کرد یه روز برای آخرین بار زیر پتوی خودش خوابید و یه روز برای آخرین بار تو خونه خودمون بود اما هیچوقت نمیدونستیم آخرین باره یه بار برای بار اخر نگاش کردم ولی نمیدونستم بار آخره یه بار برای اخرین بار صحبت عمیق مادر دختری کردیم یه روزی برای آخرین بار دوتایی رفتیم شمشک یه بار برای اخرین بار با ماشین باهم موزیک گوش دادیم و گشتیم یه روز برای آخرین بار دوتایی خرید کردیم یه بار برای بار آخر دخترم صدام کرده اما نمیدونستیم آخرین باره و این چقدر ترسناکه چقدر ترسناکه که نمیدونیم آخرین باره …
233
در نهایت به خودم گفتم : همه تقصیرها را گردن بگیر ؛ و سپس ناپدید شو ، گویا هرگز وجود نداشتی.
