306
订阅者
+224 小时
+967 天
+8830 天
帖子存档
306
مدام با خودتون تکرار کنید
نميدونم قصه زندگيم چطورى تموم ميشه ولى هيچ كجاى اين داستان نميخونى كه : من جا زدم.
306
زخمهای عمیقی دارم که نالازم بودن، از مسئولیت پذیری بیش از حد بودن، تیمار کردن زخمی که دیگری زده بود نه من، خوب کردن حالی که من بد نکرده بودم، کمک به گذروندن تروماهایی که من مسبب نبودم، چیزهایی که انتخابم بودن نه وظیفه اما خودم رو زخمی کردن.
306
ما فقط برای چیزهایی که از دست دادیم سوگواری نمیکنیم، گاهی برای چیزهایی که هیچوقت نداشتیم هم عزادار میشیم، برای محبتی که نگرفتیم، امنیتی که حس نکردیم کلماتی که هیچوقت شنیده نشدن.
306
بهترین تعریف از چشم افتادن این بود که خوندم:
"بعضیا رفتارشون باعث میشه دیگه هیچوقت مثل قبل دوسشون نداشته باشیم اما همیشه دلمون واسه اون موقع که دوسشون داشتیم تنگ میشه."
306
دوست داشتنِ آدما برام کار سختی شده؛ نه به خاطر اینکه آدما بد شدن و دیگه نمیشه بهشون اعتماد کرد، بلکه به خاطر اینکه میترسم کسی رو دوست داشته باشم و این زندگی باهام ناعادلانه تا کنه و کسی که دوستش دارم رو ازم بگیره.
