تردید|مصور رحیمی
前往频道在 Telegram
224
订阅者
-224 小时
-37 天
-1230 天
帖子存档
سیگار و نویسندگی
خاهش میکنم، در دام خرافات نویسندگی نیفتید. سیگار کشیدن نه نماد نویسنده بودن است، نه دلیلی برای خلاقیت. وانگهی؛ خلاقیتی که وابستهی چرس و چلم باشد یک روپیهی زردک هم نمیآرزد.
ما این راه را تا تهش رفتیم و تشنه و گشنه برگشتیم.
بابت اینکه در دورهی حماقت، اغراقآمیز، سیگار تبلیغ کردهام، معذرت میخاهم.
#یادداشت_روزانه
کارهای شما در حد نقد نیست
نقد در ادبیات جایگاه بسیار مهم و بسیار شریفی دارد. لطفن کارهای «میدهبچه بازی» خودتان را در حد نقد شدن و نقد نوشتن، نبینید.
کارهای شما خیلی فاصله تا نقد دارد. خیلی فاصله. خیلی خیلی. حرفِ سالها فاصله است.
شما پسانقد هستید.
#یادداشت_روزانه
در خیابان هایِ سردِ شب، جُفتها پیوسته با تردید یک دگر را ترک می گویند
-فروغ فرخزاد
زندگینامهی من
امدم برای خودم زندگینامه بنویسم، دیدم زندگی نداشتهام که بخواهم نامهاش را بنویسم. بعد دیدم اصلن تاریخ تولد ندارم. بعد هم در خانوادهی روشنفکر به دنیا نیامدهام. بعد هم که پدرم هیچکاره بوده و مادرم هم که زن پدرم است.
خلاصه کار به جاهایی باریک کشیده میشد، ادامه ندادم.
#یادداشت_روزانه
Repost from N/a
در دل شب، ستاره میبارد
خیال تو، تا سحر بیدارم
نسیم نامت، به گوش جانم گفت
که بیتو من، بیقرارم...
#یادداشت
حالا میدانیم که ما چقدر عاشق همسفران مدرسه نویسندگی بودیم، چقدر عاشق استاد کلانتری بودیم. حالا میدانیم. نوشتن هیچ لذتِ ندارد.
نوشتن بیشما همسفران، هیچ لذتِ ندارد.
یادداشتکِ دیگر
یادداشتنویسی بیآغراق، روزانه را چنان دوست میدارم که موش پنیر را. در انباریِ ذهن، مدام این کهدان آن کهدان میکنم که واژهی تیز و تمیزی پیدا بکنم و در جملهی بکارم و حالی بکنم که مرد کبوترباز در پربازی کبوتران هنگام غروب.
که پُستان* گذشتهی من پر شدهاند از همین تفکرات واهی. یعنی سیاه کردن کاغذ به منظورم لذت شخصی و نفی هرگونه شاهکار تراشی.
پانویس:
*پُستان، که یعنی جمع پُستها، این واژه را از خانم «زهرا شفق» وام گرفتهام.
#یادداشت_روزانه
Repost from یک مُشت نگاه| زهرا شفق
یادگاری از بوسهی گناهی خدا
و
تو را فرو برند
در لجنزارِ خونتولد
تو
یادگاری از اولین قطراتِ شبِ زفافی
نافی دوجنسه دنیایی
بستهاند
مینالید از عشقِ آن شب
مادرت
شبهای لخت و بدونِ عضله
پدرسلیبی کارتونخاب
درد نخلکهنه زند
مریمی
خون بارد می
نیست خرمایی
تو
یادگاری بوسهای گناهی خدایی
مغزت برند می
شمشیری
بگو
بشکن
روزهٔ سکوتِ مریم
بگو
تو لذتِ خدایی
#زهرا_شفق
Repost from بهترین کانال | همسفران فعال مدرسه نویسندگی
🦇مانیفست همسفران فعال مدرسه نویسندگی:
مشی ما در مدیریت کانال تلگرام خود
۱. ما به اهمیتِ داشتن رسانهی شخصی واقفیم و آن را گامی مؤثر در جهت یادگیری و تمایز میدانیم.
۲. کانال خودمان را هر روز و تحت هر شرایطی بهروز میکنیم.
۳. «پارهنویسی» قالب اصلی نوشتههای کانال ماست.
۴. پارهها میتوانند داستانی و غیرداستانی، ادبی و غیرادبی، تخصصی و غیرتخصصی باشند.
۵. پاکیزهنویسی را ارج مینهیم و از علائم نگارشی برای سهولت مطالعهی نوشتههایمان استفاده میکنیم.
۶. ما برای افزایش مخاطب عجله نداریم و در پی رشد ارگانیک کانالمان هستیم.
۷. هرازگاهی برخی از نوشتههای قدیمی کانالمان را از نو ویرایش و بازنویسی میکنیم.
۸. ما به کتابخانی اهمیت ویژه میدهیم و مدام برای افزایش کیفیت و کمیت آن میکوشیم.
۹. ما به خاندن نوع خاصی از کتابها محدود نمیشویم و معتقدیم که باید سبدی متنوع از کتابهای ادبی و غیرادبی داشت.
۱۰. در نقل منبع با نهایت امانتداری عمل میکنیم.
۱۱. کانال ما نباید حلقهیی بسته باشد. مخاطب ما باید بتواند از طریق رسانهی ما با جاهای بهتری آشنا شود.
۱۲. ما با همرسانی مطالبِ خوبِ همسفرانمان از محتوای خوب حمایت میکنیم.
۱۳. ما با نوشتن نظرات ارزشآفرین برای نوشتههای دوستانمان، به رشد آنها یاری میرسانیم.
۱۴. ما کار خودمان را کوششی هرچند کوچک در رشد و غنای زبان و جهان فارسی میدانیم.
۱۵. ما با حضور در وبینارهای روزانهی «نویسندهساز» دربارهی دغدغههایمان گفتوگو میکنیم.
۱۶. ما با هویت رسمی خودمان فعالیت میکنیم و از آوردن نام و نام خانوادگیمان ابایی نداریم. این کار احساس مسئولیت بیشتری ایجاد میکند و سبب میشود دقیقتر و بهتر بنویسیم.
🔗پیشنهاد مطالعه: مبادی راهاندازی کانال
@behnevisa
@shahinkalantari
