ch
Feedback
سَـمفونـےِ مَهتـآب '

سَـمفونـےِ مَهتـآب '

前往频道在 Telegram

‍ "وخـداےِمن‌آن‌ݼـشـمانـےست‌؛ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ڪه‌سَـمفونـےِنگاهـش،مَهتـآب‌رابـه‌وجـد‌مـے‌آورد " ‌ @ian0_bot t.me/HidenChat_Bot?start=6368757033

显示更多
未指定国家未指定类别
925
订阅者
-2124 小时
+1937
+22030
帖子存档
Repost from N/a

Repost from N/a
‌ Pink butterfly? : 🍰 ver ‌ 射线 . . . ep #7$

Repost from N/a
دیـروز گذشتـہ فردا هنوز نرسیـده امـروز نمےدونیم چه اتفاقی مـیوفتـہ پس ادامـہ بـده...

Repost from N/a
" ᝰ𝑆eries" Our Unwritten Seoul
نام:سئول نانوشته ما
اورویو: یو می‌جی و یو می‌ره خواهر های دوقلو هستن ولی همه چیزشون جز ظاهرشون متفاوته. خواهر کوچیک تر یعنی یو می‌جی دوران اوج کوتاه خودش به عنوان یک ورزشکار دو میدانی به پایان رسونده و الان یک زندگی آزادانه داره. خواهر بزرگتر یعنی یو می‌ره خیلی کمالگراست و از نخبه های مدرسه بوده و توی یک شرکت دولتی مشغول به کاره و به دلایلی این دوتا درمورد عوض کردن زندگی هاشون به هم دروغ میگن و زندگی هاشونو مبادله میکنن.
تعداد قسمت ها: 12
ژانر ها: عاشقانه، زندگی
IMDB:8/10
نظرم:پیشنهادش میکنم اگه میخواین به زندگی امیدوار شین دیالوگای موثری داره و وایب خوبی میده.

Repost from DÉSOLÉ
عشق گاهی شبیه شعله‌ای‌ست که از عمق جان برمی‌خیزد. نه برای سوختن، بلکه برای باز کردن دروازه‌ای به جاودانگی. در آغازش، جهان در سکوت شکسته می‌شود؛ واژه‌ها وضو می‌گیرند و نگاه‌ها دعا می‌شوند. او همان که با لبخندش وزن گناه و بخشش را سبک می‌کند گلِ آتیش، روی لب دارد و من با هر بوسه‌اش میانِ رنج و رستگاری می‌سوزم. می‌گویند عشق روشنی‌ست، اما من در تاریکیِ او بینا شدم. او مرا نجات نداد؛ مرا غرق کرد تا معنا را در عمق بی‌نفس بودن بیابم.
من در او اضطرابی یافتم که شبیه ایمان است؛ایمانی که شک می‌کند، می‌لرزد و در همین لرزش، رستگار می‌شود. در حضورش، خود قدیسی‌ام با زنجیری سیاه؛ مصلوبِ میل و معنا، میان زمین و نور. او را می‌پرستم نه چون بی‌گناه است، بلکه چون زخم‌ها را به نور بدل می‌کند و تاریکی را روشنایی می‌آفریند. عشق ما هنوز آغاز است. اما آغازش چنان ژرف است که گویی هزار بار مصلوب شده‌ایم و باز برخاسته‌ایم. او را دوست دارم با ترس، با ایمان، با عطش رستگاری. چون هر بار که عاشق می‌شوم، بار سنگین معنا بر دوشم سنگین‌تر می‌شود. و در همین سنگینی، حس می‌کنم که انسان و جاودان، با هم زاده می‌شوند.
اما مگر نه همین است معنا؟ که عشق، نابودیِ شیرینی باشد در آغوشِ آفرینش.

Repost from N/a

Repost from N/a
. Rush #Rodgercorser lowsen

Repost from N/a
photo content
+1

Repost from N/a
photo content

Sherlock: Yes, but I'm not my brother, remember? I am you. Prepared to do anything. Prepared to burn. Prepared to do what ord
Sherlock: Yes, but I'm not my brother, remember? I am you. Prepared to do anything. Prepared to burn. Prepared to do what ordinary people won't do. You want me to shake hands with you in hell? I shall not disappoint you. Moriarty: Nah. You talk big. Nah. You're ordinary. You're ordinary. You're on the side of the angels. Sherlock: Oh, I may be on the side of the angels, but don't think for one second that I am one of them.

باورم نیست، ای مردان! همه این رخدادها، توهمی بیش نبودند، همان‌گونه که سایه‌های یولم در مه گم می‌شوند!

آنکه رنج برد و نالید از بارانی شدن چشم هایمان؛ خودش دلیلی برای بارانی شدن همان چشم ها شد. در دل شب بالشت مینالد از خیس شدنش و صاحب آن دریای دل شکسته در سکوت طوفان به پا می کند. تا آرام گیرد اندکی دلش اما ناگهان دریا هم به گریه می افتد. وقتی از دل صاحبش خبردار می شود.

دلم برایت تنگ شده است؛ میان زخم‌های کهن و خاطراتی که جز تلخی چیزی نداشت، حتی در خیال‌هایم… از سردی دست‌هایم متنفرم، که دستانت را در آغوش گرفت، و آن قلب که آرام نگرفت، با اینکه می‌دانست همه‌اش بازی بوده و خواهد بود. گریه می‌کنم، می‌خندم، خشمی دارم که تاریخ هرگز ندیده، اما هنوز، هنوز هم آرزو دارم که تو را ببینم، حتی اگر برای ثانیه‌ای باشد… کاش تمام تلخی‌هایت خواب بود. کاش در آغوشم می‌گرفتی، به جای آنکه زخمی را بکشی که سال‌هاست خوب نشده است. هنوز دوستت دارم، وقتی نامت را می‌شنوم، پروانه‌ها بال‌هایشان را باز می‌کنند و در آسمانی به نام تو پرواز می‌کنند. عشق، نفرت، اشک؛ همه در دل من به رقص درآمده‌اند، و من هر روز بیشتر از دیروز دلم برایت تنگ می‌شود.

Repost from N/a
sticker.webp0.18 KB

Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ @︢݁۫ı‌𝖦𝗅𝗂 𝖺𝗇𝗀𝖾𝗅𝗂 𝗉𝗂𝖺𝗇𝗀𝗈𝗇𝗈‌ ‌ ‌ ‌ꥇ‌𝗈𝗇𝗅𝗒‌ 𝗁ꪱ𑜀 🩰

Repost from N/a
جهـان براے ما سـاختـہ نشدﻪاست، هر امیـدـے تاریخ انقضـا دارد.
+1
جهـان براے ما سـاختـہ نشدﻪاست، هر امیـدـے تاریخ انقضـا دارد.