233
订阅者
+124 小时
+47 天
-630 天
帖子存档
233
میلنگید اما اهمیتی به لنگیدنش نمیداد؛ انگار لنگیدن، درست راهرفتن بود.
خواهران باربارن _ اریک امانوئل اشمیت
233
اردیبهشتماه ۴۰۵.
~من زیادی عاشقِ اینجام؛ شناختهشده نیست و سکوتش، خلوتیش، تمیزیش بینقصه.
233
Repost from Observations Of A Neo-Harronist⋆ ੈ🍎
از ساعت سه نشستم میگم وای کلی کار دارم.
ولی فقط نشستم و میگم وای کلی کار دارم.
233
تک و تنها بودم. مابین چندین میلیون آدم؛ مثل این بود که در قایقِ شکستهای نشستهام و در میانِ دریا گم شدهام.
زنده به گور _ صادق هدایت
