ماهور؛
前往频道在 Telegram
پسرِ نجف؛ .. و ألحقنا بهم و ارزقنا الشهادة في سبيلك يا مولاي...💔 https://t.me/HarfChatBot?start=79f999b26255
显示更多未指定国家未指定类别
762
订阅者
-124 小时
-267 天
-1230 天
帖子存档
761
داشتم از خیابون رد میشدم یه اکیپ دختر بچه دبستانی داشتن باهم صحبت میکردن یکیشون پرسید بچها اسم اونی که رحیم عاشقش شده بود کی بود؟
من در حال گذر گفتم محبوبه
برگشتن گفتن به توچه
761
چرا فکر میکنیم تابستون باید معجزه کنه؟ این روزا فقط طولانیترن و غما کشدارتر . نه میتونم نادیدش بگیرم و نه حتی میتونم باهاش کنار بیام . شاید فصل رنگ و نور باشه ولی من فقط گرمای کلافهکنندهی روزا رو حس میکنم . شاید هم بعضیوقتا همین که اجازه بدیم روزامون بگذره ، بدون اینکه بخوایم به زور لبخند آرومشون کنیم خودش یه نوع برد محسوب بشه . در هر صورت کاشکی میشد بعضی از روزا رو توی یه جعبه گذاشت ، درش رو بست و تا همیشه توی کمد مخفیشون کرد .
