sea🌊(چک نمیکنید لف بدید🙏)
前往频道在 Telegram
218
订阅者
无数据24 小时
-197 天
+130 天
帖子存档
Repost from N/a
[ مسافر واگنِ دهم | صندلیِ شمارهی ۲۱ ]
୨୧ @brof96
در آغوش آسمانِ شب، چشمهای منتظر و درخشانی که خاطرهی موجهای دریارو در ذهن زنده میکنن برای دنبال کردنِ ابرهای تازهی فردا سوار قطار میشود؛ با چکمههای مشکیای که برفها را لگدمال کرده و تابلوی نقاشی نسبتا بزرگی در دست که توجه مسافرین را جلب میکند.
محتویات چمدانِ آبی با طرح نقاشیهای ونگوگ :
نامه، یک کتاب شعر و چندین کتابِ دیگر که بیشتر فضای چمدان را اشغال کرده، کاغذهای کهنهای که رویشان دوبیتیهای مختلف نوشته شده و دفتری که برای نوشتن و فراموش کردن است یا نوشتن و بهخاطر سپردن؟
صندلی شما کمی جلوتر از دکهی کتابهای دستهدوم است. کنار مسافری که بوی لیمو و برف تازه میدهد. گمان نمیکنم شما آدمِ حرف زدن باشید پس شاید سکوت را ترجیح داده و به موسیقی شب و آوای قطارِ ما گوش بسپارید، یا شاید همین یکبار هم که شده حرف زدن را انتخاب کردید و آشنایی از گذشته را بین کلمات همسفر خود یافتید، اما اینها فقط احتمالات سادهای است که ما به آن بال و پر میبخشیم.
