𝑺𝑬𝑪𝑹𝑬𝑻 𝑵𝑨𝑴𝑬
前往频道在 Telegram
《 بعضی نامها را نمی شود نوشت؛فقط میشود برایشان شعر گفت.همه ی شعرها ، برای کسی است که نمیداند....ℯ》 @parnia100bot
显示更多未指定国家未指定类别
222
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-1030 天
帖子存档
222
Repost from اونجا که میگه:
اونجا که شهریار میگه:
او صبر خواهد از من
بختی که من ندارم
من وصل خواهم از وی
قصدی که او ندارد
222
Repost from اونجا که میگه:
و ناگهان نوبت تو میشود؛
و خداوند با دستانی پر از نور،
تمام نبودنها را جبران میکند.
بمان در ایمان حتی وقتی چیزی نمیبینی.
222
به فلاکت برسد آن که تو آزرده کند
خوش ندارم که، نگارین رخ ات افسرده کند
غم من زین است که نباشم به بَرَت
بشوم مرحم جان و فکن ام غم ز تنت
دست من کوی نشانی ندارد بر بدنت
ز تو دورم و دستم غلاف از نوازشت
دیبا منقوش
222
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو، در کوچه ی لیلا نشست
گفت: عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از روز الستش کرده بود.
گفت: یارب از چه خارم کرده ای..؟
بر صلیب عشق، دارم کرده ای
خسته ام زین عشق،دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو لیلا دگر من نیستم
گفت؛ دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی.....
نظامی
222
Repost from نور میآید.
«هرگز هیچچیز در پیرامون من از تو عظیمتر نبوده است. تو شعر را به من بازآوردهای.»
