𝑺𝑬𝑪𝑹𝑬𝑻 𝑵𝑨𝑴𝑬
前往频道在 Telegram
《 بعضی نامها را نمی شود نوشت؛فقط میشود برایشان شعر گفت.همه ی شعرها ، برای کسی است که نمیداند....ℯ》 @parnia100bot
显示更多未指定国家未指定类别
222
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-1030 天
帖子存档
221
Repost from اونجا که میگه:
ما میگیم محوش شدیم ، شاعر میگه:
سوزش چشم من از لذت زیبایی توست
خیره بودم به تو و پلک زدن یادم رفت
221
باور کنید، باور کنید، باور کنید، باور کنید که هیچچیزی مثل بالغانه حرف زدن نمیتونه مشکلات و اختلافات شما رو با هر کسی حل کنه.
221
تو شاعری
که جهان، واژههایش را
از لرزشِ نگاهِ تو قرض میگیرد
اما هنوز
هیچ کتابی
شایستهی نوشتنِ تو نشده است...
پس بگذار
تمامِ شعرهایم
به سمتِ تو ختم شوند
ای زیباییِ عمیق
ای رازی
که حتی سکوت هم
در برابرش
کم میآورد ✨
221
زرناب موهایت چون طلا می درخشد
گویی خورشید ز شرم تو فرو میکشد.
آه ای خورشید بانو با دل من چه کردی؟
کز تب عشق نگاهت به چنین رو افتادم
در هوایت نفس و در خیالت جان دارم
ای بانوی رؤیایی همه شب بیدارم نامت آتش به دل و نورت آرام من است بی تو این سینه ی عاشق قفسی بی کفن است.
221
میدونین برای کسی که عاشق ادبیات و شعره
قشنگ ترین چیز اینکه براش شعر بخونی
و چی بهتر از اینکه براش شعر هم بنویسی :)))))
221
Repost from N/a
دَست از دامانِ شَب بَرداشتم
تا بیاویزَم به گیسویِ سَحَر
خویش را از ساحِل اَفکَندَم دَر آب
لیک اَز ژَرفایِ دَریا بیخَبَر...
_سهراب سپهری
221
گفتند از لبان اون غافل شو .
ماه رمضان است کمی عاقل شو
میبوسم و ندارم ترسی
ای روزه اگر معترضی باطل شو
ℯ
221
Repost from N/a
بَر سَرِ آنَم که گَر زِ دَست بَرآیَد
دَست به کاری زَنَم که غُصه سَرآیَد...
_حافظ
