334
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-430 天
帖子存档
بگذریم ، یارم رو چونه ـَش خال داره
محو نگاهشم ، محو چشاشم
میخوام محو بشم حل بشم نباشم
خط بشم انحنای لباشم
رو هم رفته صوت تووی گوش
قلب می تپه و مغز میرسه به جوش
اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه
نفس منو بگیر
برای یکی شدن اگه مرگ من بسه
نفس منو بگیر
ای تو هم سقف عزیز ای تو هم گریهء من
گریه هم فاصله بود
گریهء آخر ما آخر بازی عشق
ختم این قائله بود
حدس گر گرفتنت در تنور هر نفس
غم نه ، اما کم که نیست
هم شب تازهء تو ترکش پرتیر عشق
سنگ سنگر هم که نیست
خوب دیروز و هنوز طرحی از من بر صلیب
روی تن پوشت بدوز
وقت عریانئ عشق با همین طرح حقیر
در حریق تن بسوز
پلک تو فاصلهء دست و کاغذ و غزل
من و عاشقانه بود
رستن از پیلهء خواب ای کلید قفل شعر
خواب شاعرانه بود
از ته چاه سکوت تا بلندای صدا
یار ما بودی عزیز
در تمام طول راه با منه عاشق ترین
هم صدا بودی عزیز
My last made me feel like I would never try again
But when I saw you, I felt something I never felt
Come closer, I'll give you all my love
If you treat me right, baby, I'll give you everything
