318
订阅者
+124 小时
+167 天
+2030 天
帖子存档
318
دیگه نمیدونم از ایرانی بودن بیشتر خستم یا از اهوازی بودن یا از اینکه توی خاورمیانه به دنیا اومدم
318
دی ماه تمام نمیشه وقتی هنوز هر روز باید برای یک اسم جدید عزاداری کنیم. وقتی هنوز بچههای این سرزمین یکی یکی از ما گرفته میشن، ما چطور میتونیم از اون ماه عبور کنیم
318
Repost from N/a
با اللهاکبر شلیک میکنید با حیدر حیدر حمله میکنید با اذان صبح اعدام میکنید مگه میشه از دین کثیفتون متنفر نبود
318
هنوز اشکهامون برای جاویدنامهای قبلی خشک نشده، هنوز خانوادههایی هستن که با نبود عزیزاشون زندگی میکنن، اما دوباره اسمهای جدید به این داغ اضافه میشن. چقدر دیگه باید شاهد تکرار این درد باشیم؟
318
میترسم علاوه بر اونهایی که چشم انتظار سرنوشتشون هستیم، اسم آدمهایی رو هم بشنویم که فقط برای حمایت و کمک به خیابون رفتن
318
دیگه نمیدونم باید به چی دل خوش کنم، وقتی جوون ایرانی بودن یعنی هر روز یه داغ تازه، یه خبر تلختر و یه زخمی که هنوز خوب نشده.
ما قرار بود آینده بسازیم، نه اینکه فقط یاد بگیریم چطور با این همه درد دوام بیاریم.
318
هیچوقت فکر نمیکردم از جوونی سهمم گریه برای آدمهایی باشه که نمیشناسم، آدمهایی که فقط میدونم برای همون چیزی میجنگیدن که من آرزوش رو دارم.
318
چند نسل باید بسوزن، چند تا جوون دیگه باید از دست برن تا بفهمن پشت هر اسم، یه زندگی، یه خانواده و یه دنیا آرزو بوده؟
318
هر روز یه جوون کشته میشه، هر روز یه حکم اعدام جدید، هر روز یه خبر سیاهتر از دیروز. انقدر تکرار شده که انگار دیگه برای هیچکس مهم نیست. لعنت به ایرانی که ساختین کشوری که سهم نسل ما از جوونی، ترس، خشم، عزاداری و خبر مرگ شد.
