زیبایِ مَن ؛
前往频道在 Telegram
@Fire_vkookbot ناشناس چنل ، شنوای حرفتم زیبا ___________________ @fire_hh آیدیم جهت ارتباط __________________________ @Fire_vkook چنل روبیکامون در صورت قطعی اینترنت
显示更多未指定国家未指定类别
1 139
订阅者
-324 小时
+187 天
+2530 天
帖子存档
1 139
Repost from زیبایِ مَن ؛
فرقی ندارد که به گذشته نگاه کنم یا آینده ؛ به هرکجا که بنگرم تو همان جا هستی؛ در گذشته خاطراتت ، و در آینده حسرت لحظه های با تو ، که هیچگاه قرار نیست به آن برسم زیبایِ مَن..!-آتش
1 139
یعنی چی که وقتی داری با من حرف میزنی حواست صد جای دیگست؟ یا با من حرف بزن و حواست کامل پیش من باشه، یا کلاً حرف نزن؛ البته اگه دوست داری خودتو از چشمم بندازی راحت باش و ادامه بده
1 139
میدانم که تمنای من خودخواهانه است... اما اگر روزی از کنار خاطراتمان گذشتی، اگر روزی نامم برایت غریبه شد، اگر زندگی آنقدر شلوغت کرد که دیگر جایی برای من در میان روزهایت نماند، فقط یک چیز را فراموش نکن... فراموش نکن که روزی کسی بود که تو را بیشتر از خودش دوست داشت؛ کسی که برای دیدن لبخندت، از خودش و تمام خستگیهایش گذشت. فراموش نکن که چند بار اشکهایت را میان دستهایش پنهان کرد ؛ فراموش نکن که چگونه اشکهایت را پاک کرد، و آنها را عزیزتر از اشکهای خودش شمرد. فراموش نکن که چگونه تمام تلاشش را کرد تا همیشه لبخند را روی لبهایت ببیند؛ تا چشمهایت را ببیند که به هنگام خندیدن، شبنمِ اشکِ شادی در آنها مینشست و زیباتر از همیشه میشدند. فراموش نکن که تمامِ تلاشش برای خوب ماندن، برای ادامه دادن، برای لبخند زدن، به خاطر وجود تو بود... من از تو چیزی نمیخواهم؛ نه ماندنت را، نه برگشتنت را، نه حتی دلتنگ شدنت را... فقط اگر روزی خاطرهام از گوشهای از قلبت عبور کرد، بیرحمانه از کنارش رد نشو. لحظهای صبر کن و به یاد بیاور که روزی کسی بود که تمامِ قلبش را بیهیچ سهمی برای خودش، به تو سپرد. یادت باشد، در روزهایی که برای همه فقط یک نفر بودی، برای من؛ تمامِ دنیا بودی... و اگر روزی از من فقط یک خاطره باقی ماند، همین را به خاطر بسپار ؛ تمامِ دنیای این قلبِ خسته، تو بودی ؛ زیبایِ مَن !-آتش
1 139
Repost from زیبایِ مَن ؛
گاه، بازگشت نه از سرِ اشتیاق، بلکه از سرِ یقین واجب است! باید به بعضی از تردید ها بازگشت؛ نه برای آنکه دوباره آغاز شوند، زیرا بخاطر آن که تا آخرین قطره آن تردید نیز به خاک سپرده شود. فاصله میتواند توهمی زیبا از عشقی شیرین بسازد؛ درحالی که این چنین نیست آنگاه که بازمیگردی، اگر همان زخم، با همان دست، دوباره شکوفه کند، درمییابی که آنچه دگرگون شده، او نیست؛ نگاهِ توست. برخی آدمها با تکرارِ رفتارشان تردید را تمام میکنند؛ نقاب را از چهره ی خود برمی دارند و حقیقت را مانند شمشیری در چشمانت فرو میکنند ، آنگاه دل، بدون اصرار دست از دلبستگی میکشد ؛ زیرا که حالا بصیرت دارد و آنجاست که میفهمی عشق گاهی در ماندن نیست بلکه در رفتن و رها کردن است ! -آتش
