آغوش خیال 🔹 سجّاد حرمی
前往频道在 Telegram
🔹️ باید که رها شوم در آغوش خیال ... 🔹️ تنها ایستادهام به انتظار شما : شناس: @sajjjad1384 ناشناس: https://t.me/AnonHiden_Bot?start=1157259
显示更多未指定国家未指定类别
299
订阅者
-124 小时
+137 天
+4430 天
帖子存档
دلش برای کسی جز تو بالبال نزد!
پرندهای که بدونِ قفس اسیر شده است!
#عرفان_امیری
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
گلولهای از گردنم عبور میکند
و خون در پرهایم
به حرف در میآید
شکارچی نمیداند
شامی که میخورند
همه را غمگین خواهد کرد
شکارچی نمیداند
که بچههایم همین حالا گرسنهاند
و من به طرز احمقانهای
به پروازم ادامه خواهم داد
شکارچی نمیداند
که سالها
در درونشان بالبال خواهم زد
و کودکانش
کمکم به قفس بدل خواهند شد
#گروس_عبدالملکیان
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
باز با گریه به آغوش تو برمیگردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن
#فاضل_نظری
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
هر که بپرسد «ای فلان! حال دلت چگونه شد؟»
خون شد و دم به دم همی از مژه میچکانمش
#عالیجناب_سعدی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
دل رُبایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای
از دلِ ما چه به جا مانده که باز آمدهای؟
#صائب_تبریزی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
این بغضِ گلو، بیسر و بیسامان است
از دل، به نگاه و دست در جریان است
با خط «شکسته» مینویسم، گریان:
گویا که شکستگیِ دل پنهان است!
#سجاد_حرمی
#دوبیتی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
تا خدا هست، به مخلوق دمی تکیه مکن
که خدا کوهِ ثبات است و بشر، عین نیاز
#مولانا
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
نگرانم
وطن!
چه خواهی شد؟
این خزان دست بر نمیدارد
و بهار و خدا ز ما دورند
نگرانم
وطن!
چه خواهد شد؟
ملتی در تو سخت میگرید
ملتی در تو سخت مجبورند...
وطن، ای مادر، ای ستمدیده!
پیکرت زخمی است و غمگینی
که بغل میکنیم و چون کوهی
گرچه درد خزان به دل داری
گرچه داغ هزارها فرزند
و خزر تا جنوب، مجروحی...
نگرانم
وطن!
چه خواهد شد؟
ما از این زخمها نمیمیریم؟
تو از این زخمها نخواهیمرد؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
اما تـــو
هیــچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه
هیــچ نیست بجز آرزوی تــــو …!
#فروغ_فرخزاد
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
زخم ها تا همیشه می مانند
رد خون پاک میشود هرچند
دو نفر بی گناه می میرند
یک نفر خاک می شود هرچند
#امیرحسین_ثابتی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
ای خوش آن دم که وصال تو میسّر گردد
چون نفَس، جانِ به لب آمدهام برگردد
انقلابی به غمآبادِ جهان میخواهم
شاید این طالعِ برگشتهی من، برگردد.
#غنی_کشمیری
🔹@aghooshekheial
در این زمانه که هرکس اسیر خویشتن است
اسیر عشق نباشیم، پس چهکار کنیم؟
#سیده_فرشته_حسینی
🔹@aghooshekheial
خدا رو چه دیدی، شاید پر گرفتیم
شاید خنده هامونو از سرگرفتیم
نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم
شاید شب تموم شد، خدا رو چه دیدی...
#علیرضا_قربانی
#حسین_غیاثی
🔹@aghooshekheial
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟
با غمانگیزترین حالت تهران چه کنم؟
من و ساحل، من و دریا، من و یادت، تو کجا؟
بی هوا گر بزند نمنمِ باران چه کنم؟
بدنت صد درجه، گرم کند سرما را
بی تو من با قدم سرد زمستان چه کنم؟
بروی، لشکر موهای سیاهت بروند،
منِ تنها وسط جنگ به میدان چه کنم؟
شب تاریک نبودت نشود صبح حضور،
بی تو من با دلِ من، با تن لرزان چه کنم؟
خونم امروز حلال است به فتوای خودم
بروی، با من زخمی، من بیجان چه کنم؟
تو که هر لحظه مرا آب حیاتم دادی،
بروی، گر نزنم سر به بیابان چه کنم؟
کارم اینبار تمام است، بروی میمیرم
نرسد شعر ترم باز به پایان چه کنم؟
#علیرضا_آذر
🔹@aghooshekheial
من به چشمهای بیقرارِ تو قول میدهم:
ریشههای ما به آب
و شاخههای ما به آفتاب میرسد،
ما دوباره سبز میشویم!
#قیصر_امین_پور
🔹@aghooshekheial
روزگارم بد و تلخ است، عسل میخواهم
از «عمل» خسته شدم، عکسالعمل میخواهم
کاش جای منِ درمانده کسی بود…که نیست
جز من ای کاش کسی بود، بدل میخواهم
در همه زندگیام نام تو را داد زدم
به جوابی بگشا لب که غزل میخواهم
ریشهی زندگیام، ای همهی بودنِ من
کارم از تکیه گذشته است، «بغل» میخواهم
"بغل"
#سجاد_حرمی
#غزل
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
از خَدَنگِ انتقامِ آهِ مظلومان بِترس
ای ستمگر، تکیه بر زورِ کمانِ خود مَکُن
#صائب_تبریزی
🔹@aghooshekheial
