چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود.
前往频道在 Telegram
رها،آزاداندیش،سرکش،دیوانه کاملا ناشناس t.me/HidenChat_Bot?start=8752144892 https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلیلیست @sareliynbot ناشناسم
显示更多未指定国家未指定类别
574
订阅者
-124 小时
-117 天
+7230 天
帖子存档
روز دوم #چالش :شعر مورد علاقتو بنویس.میگن اسبت رفیق روز جنگه مو میگویم ازو بهتر تفنگه سوار بیتفنگ قدرت نداره سوار وقتی تفنگ داره سواره تفنگ دستهنقرهم را فروختم برای وی قبای ترمه دوختم فرستادم، برایم پس فرستاد تفنگ دستهنقرهم داد و بیداد
مشکل شرعی ندارد بوسه از لبهای تو
میوهی بیرون زده از باغ، حق عابر است
روز اول #چالش : یه لیست از کارها و چیزهایی که یه نفر میتونه برای خوشحالی تو بکنه بنویس.
سفر به رشت.
برام نامه بنویسه.
یهچی بفرسته و بگه باهاش یاد تو افتادم.
عکس از آسمون یا جاهای رندومی که میره بفرسته.
اسم خاصی جز اسم خودم روم بزاره یا سیوم کنه(مثلا اسمای کوردی یاکرکترای دیزنی و…)
خریدها کوچولو.
به جزئیات توجه کنه.
تعریف شنیدن از آدمای رندوم.
کلا داشتن آدم پایه خودش باعث خوشحالیه
باهم نقاشی کردن.
دسته گل(لیلیوم،پیونی،بابونه، و….).
دیدن کسایی که دوسشون دارم توی جاهای رندم.
دیدن و ناز کردن گربهها.
سوپرایز شدن.
هدیه های handmade.
اهنگ و شعر بفرسته
تو بارون و برف بیرون رفتن.
باهم غذا و شیرینی درس کردن.
هدیه دادن و گرفتن(بخصوص اگه کتاب باشه و اولش هم برام جمله بنویسه.)
دیدن خنده مامان بابام.
دیدن خندهی آدمای مورد علاقم++++.
عکس رندوم گرفتن از آدم مورد علاقم.
رقصیدن با هم (بخصوص زیر بارون یا با اهنگای لاتین😭.
حرف زدن درمورد موضوعهای روانشناسی با ادمای قشنگ.
برنامه های یهویی مثلا دور دور با ماشین.
هربار یه جای تکراری رفتن.
میدونم در حقم ظلم شدهها اما دیگه حوصله فک کردن بهشرو ندارم ترجیح میدم خودمو بزنم به اون در، بگم باشه تو خوبی…
واسه اینکه موضوعیرو بپذیرم،کنار بزارم یا فراموش کنم، توی ذهنم براش قبر میکنم و همهچی رو میذارم توی قبر و خاکش میکنم. و هرموقع یادش بیفتم به خودم یادآوری میکنم ک من نمیتونم سنگ قبرو بکنم.
به خودم یادآوری میکنم که عزاداری برای هرچیزی تایمی داره و من از اون تایم گذشتم.
بابام خیلی کیوته پیشش غر میزنم بعد میاد باهام حرف میزنه، امید میده، بعد مثلا میگم: فلانیرو ببین تو چه سنی ب کجاها رسیده…بعد بابام میگه :من مطمئنم تو تا اون سن از اونهم بهتر میشی🥹😭💕کاش میشد فریزش کنم پیر نشهه
دیشب کابوس دیدم تو خوابم یه آخوندِ ترسناک که سرو صورتش مث جونورا خونی بود میخواست منو بکشه.
سلام آریا:)
این دو نقاشیرو زمستون گذشته کشیدم به یاد رها جان
خواستم بگم ما همیشه و همه جا و هرروز به یادشیم
فراموش نمیکنیم💚
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
از پس صبر،تورا او به سر صدر نشاند
