ch
Feedback
Night Lords | HQ

Night Lords | HQ

前往频道在 Telegram

The Night lords Hq is the first night lords lore channel Night lords novel channel : @Night_lords_hq_novel Owners : @kayvaan6 @The_Praetorian7 AVE DOMINUS NOX

显示更多
未指定国家未指定类别
281
订阅者
-124 小时
无数据7 天
+630 天
帖子存档
مارک ۵🦅 و مارک ۶🐦‍⬛ Mk V Mk VI 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore
+1
مارک ۵🦅 و مارک ۶🐦‍⬛ Mk V Mk VI 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore

🦅The Scouring Of The Scalland Sector🦅 🦅🦅جنگی دو ساله در اعماق سکالند سکتور، قلمرویی که بقایای شکسته و پراکنده‌ی Eldar ادع
🦅The Scouring Of The Scalland Sector🦅 🦅🦅جنگی دو ساله در اعماق سکالند سکتور، قلمرویی که بقایای شکسته و پراکنده‌ی Eldar ادعای مالکیت آن را داشتند، شعله‌ور شد. این نبرد که به «کمپین سکالند» معروف شد، نخستین میدان آزمایش میدانی برای زره‌های نمونه‌ای بود که بعدها به نام MkVI (مارک ۶) شناخته شدند؛ هرچند در آن زمان تنها عنوان موقت MkV (مارک پنج) بر آنها نهاده شده بود. 🦅🦅مقادیر اندکی از زره MkV پیش‌تر به Iron Warriors و Salamanders تحویل داده شده بود، اما هر دو لژیون نسبت به کمبود صفحات سنگین دفاعی در مقایسه با مدل‌های پیشین ابراز تردید کرده بودند. فشار برای بازنگری و استفاده‌ی این زره‌ها در نقش تهاجمی سنگین بالا گرفت. فرماندهان حکم کردند که تنها یک آزمایش رزمی تمام‌عیار می‌تواند کارآمدی این طرح را اثبات یا حکم نابودی‌اش را صادر کند. 👍سیاست‌های درونی لژیون‌ها در نهایت این «افتخار» را بر دوش Raven Guard نهاد؛ لژیونی که پس از خونریزی هولناک در نبردهای Akum-Sothos Cluster شدیداً تضعیف شده بود. گمانه‌زنی‌ها حکایت از آن داشت که گروهی از پرایمارک‌ها و فرماندهان لژیون‌ها، به رهبری Perturabo، عمداً این مأموریت را به یک لژیون نیمه‌جان سپردند تا صدای مرگ MkVI را به صدا درآورند و جای آن را زره‌ای نیرومندتر بگیرد. 👍اما اگر چنین نقشه‌ای وجود داشت، سرانجامی جز شکست خفت‌بار نیافت. چرا که Raven Guard در دنیای سرسبز تخم‌افشان Eldar در سکالند سکتور به شکلی شگفت‌آور درخشید. آنان با اتکا به حسگرهای پیشرفته و چابکی زره جدید، حملات برق‌آسا و ضربه‌زن-و-گریزی را به کار بستند که بقایای ارتش‌های فرسوده‌ی Eldar را در هم کوبید. شدت این موفقیت چنان بود که سرانجام Eldar از این سکتور رانده شدند و امپریوم جهان‌های حاصلخیز آن را به دست گرفت. 👍نتیجه، پیروزی بزرگ Raven Guard بود: نه تنها زره MkVI برای توسعه‌ی نهایی تأیید شد، بلکه بسیاری از اصلاحاتی که توسط این لژیون پیشنهاد شده بود نیز پذیرفته گردید. زرهی که بعدها به افتخارشان «Corvus Armour» نام گرفت، تنها چند ماه پیش از شعله‌ور شدن شورش Horus به تولید انبوه رسید و تحت نام رسمی MkVI به ثبت رسید. این نسخه با تمام اصلاحات میدانی و وصله‌پینه‌هایی که طی آزمایشات جنگی به آن افزوده شده بود، سرانجام جای خود را در صفوف جاویدان Legiones Astartes یافت.👌 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore

Meme #other XIX
Meme #other XIX

Meme #other #corvus XIX

🦅🦅 🦅🦅 شب بر دیوارهای سنگی آکسوم سنگینی می‌کرد. اسکات‌های اولترمارین به فرماندهی سرجنت ایسام مثل سایه از پناهی به پناه دیگ
🦅🦅 🦅🦅 شب بر دیوارهای سنگی آکسوم سنگینی می‌کرد. اسکات‌های اولترمارین به فرماندهی سرجنت ایسام مثل سایه از پناهی به پناه دیگر می‌لغزیدند. نفس‌ها حبس، چشمان دوخته به نگهبانان خائن بر فراز برج‌ها. ایسام مشت گره‌کرده‌اش را بالا برد؛ همه ایستادند. قرار بود بی‌صدا نزدیک شوند و نگهبان‌ها را از میان بردارند. اما ناگهان… دیوار خالی شد. هیچ اثری از دشمن نمانده بود. «چه اتفاقی افتاد؟» داکسیان با تعجب زمزمه کرد. صدایی آرام درست کنار گوش ایسام طنین انداخت: «ما اتفاق افتادیم.» ایسام با شوک عقب پرید. از دل تاریکی، شکلی روان و بی‌صدا بیرون آمد. کاپیتان ائثون شَان، فرمانده ریون گارد، در حالی‌که سایه مثل ردایی دورش پیچیده بود، گفت: «راه ورود به آکسوم باز است، گروهبان ایسام. نقشه شما عالی بود… اما این کار، کارِ ریون گارد است.» ایسام غرورش را قورت داد. تازه فهمید بین مهارت‌های مخفی‌کاری خودش و قدرت های شبح‌وار ریون گارد چه فاصله‌ای وجود دارد. به نشانه‌ی تسلیم سر تکان داد: «باشه. شروع کنیم.» نیروهای اولترمارین و ریون گارد بی‌هیچ مقاومتی وارد آکسوم شدند. ایسام در دل اعتراف کرد که هرگز چنین کشتار بی‌صدایی ندیده بود. نزدیک شدن به یک اسپیس‌مارین و کشتنش پیش از آنکه بفهمد، هنری است در حد افسانه. در گوش شَان زمزمه کرد: «جنگجویانت بی‌نقصن.» شَان لبخند سردی زد: «می‌دانم.» 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore #Shaan

🦅The light will cast us aside🦅 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #edit

بخش دوم: ورود لژیون نوزدهم و تغییر استراتژی در پنجمین سال، با به بن‌بست رسیدن کامل جبهه، فرماندهی Imperial Army درخواست پشتیبانی از Astartes کرد. لرد کاماندر Arkhas Fal از لژیون نوزدهم، به همراه سه Chapter کامل—شامل Ashen Claws تحت فرمان Shade Captain Nerat Kirine—و یک گروهان پشتیبانی از لژیون Luna Wolves، به این درخواست پاسخ دادند. سپس Nerat Kirine با ارزیابی شکست‌های گذشته، استراتژی محاصره و حمله‌ی مستقیم را رد کرد و طرحی جایگزین ارائه داد. ایده‌ی او استفاده از Strike Cruiserهای لژیون برای یک بمباران متمرکز مداری بود. هدف، نه تخریب مستقیم دژ، بلکه ایجاد فعالیت‌های لرزه‌ای شدید بود تا ساختار زمین‌شناسی منطقه را ناپایدار کرده و دیوارهای دژ را از طریق زلزله فرو بریزد. بخش سوم: اجرای عملیات و قربانی تاکتیکی طرح با دقت اجرا شد. بمباران مداری، سیاره را به لرزه درآورد و همانطور که پیش‌بینی می‌شد، بخشی از دیوارهای عظیم Hell's Anvil به دلیل فعالیت‌های تکتونیکی فرو ریخت. بلافاصله پس از ایجاد رخنه، به هنگ‌های Thorosian Voltigeurs دستور داده شد تا در مقابل شکاف مواضع دفاعی اتخاذ کنند. هدف این دستور، مهار ضدحمله‌ی دشمن و مهم‌تر از آن، بیرون کشیدن تمام نیروهای دفاعی از داخل دژ بود. در ادامه Drones  با تمام قوا از دژ خارج شده و به خطوط Voltigeurs یورش بردند. سربازان Imperial Army در نبردی نابرابر متحمل تلفات بسیار سنگینی شدند، اما درخواست‌های مکرر آن‌ها برای پشتیبانی از سوی Space Marines بی‌پاسخ ماند. Raven Guard و Luna Wolves بر روی لبه‌های دره‌ی ایجاد شده موضع گرفته و با خونسردی منتظر بودند تا آخرین مدافع نیز از دژ خارج شود. بخش چهارم: نفوذ و انهدام با خالی شدن دژ از نیروی دفاعی اصلی، Astartes حمله‌ی خود را آغاز کردند. آن‌ها از جناحین به ارتش Drones که با Voltigeurs درگیر بودند، ضربه زدند و همزمان Nerat Kirine نیروهای Ashen Claws را به داخل دژ هدایت کرد. آن‌ها با استفاده از تاکتیک‌های جنگ چریکی و حملات سریع، مقاومت پراکنده‌ی Overseerها را در داخل دژ به سرعت در هم شکستند. هدف نهایی، رآکتور پلاسمای مرکزی دژ بود که توسط قدیمی‌ترین و قدرتمندترین Overseerها محافظت می‌شد. پس از درگیر کردن این نگهبانان، تیم‌های تخریب بمب‌های melta را بر روی رآکتور کار گذاشتند. با اتمام مأموریت، تمام نیروهای Astartes به سرعت از دژ عقب‌نشینی کردند. انفجار بمب‌های melta یک واکنش زنجیره‌ای در رآکتور پلاسما ایجاد کرد که به نابودی کامل Hell's Anvil از درون منجر شد. انفجار و فروریختن ساختارهای زیرزمینی، بهمنی عظیم به راه انداخت که باقی‌مانده‌ی Drones و بسیاری از سربازان بازمانده‌ی Imperial Army را به طور یکسان مدفون کرد. در این عملیات، Thorosian Voltigeurs نزدیک به ۱۰,۰۰۰ نفر از نیروهای خود را از دست دادند، در حالی که تلفات Astartes بسیار ناچیز بود. این نبرد به روشنی دکترین Raven Guard را به نمایش گذاشت: دستیابی به پیروزی قاطع از طریق برنامه‌ریزی دقیق، حملات غافلگیرانه و کارآمدی بی‌رحمانه، حتی اگر به قیمت قربانی شدن متحدان باشد. XIX #lore #Ashen_claws Part 1

مقدمه در اوایل دوران Great Crusade، نبرد برای تسخیر دژ Hell's Anvil در سیاره‌ی Baratrum به یکی از نمونه‌های کلاسیک نمایش دکتر
مقدمه در اوایل دوران Great Crusade، نبرد برای تسخیر دژ Hell's Anvil در سیاره‌ی Baratrum به یکی از نمونه‌های کلاسیک نمایش دکترین جنگی لژیون نوزدهم، Raven Guard، تبدیل شد. این عملیات، کارایی مرگبار و استقلال تاکتیکی این لژیون را حتی در غیاب پرایمارک خود به اثبات رساند و نشان داد که چگونه دقت، سرعت و بی‌رحمی حساب‌شده می‌تواند بر نیروی فرسایشی محض غلبه کند. بخش اول: بن‌بست پنج‌ساله پیش از مداخله‌ی Astartes، نیروهای Imperial Army، به طور مشخص هنگ‌های Thorosian Voltigeurs، به مدت پنج سال در یک جنگ فرسایشی و پرهزینه در مقابل دژ Hell's Anvil متوقف شده بودند. این دژ، مجموعه‌ای از استحکامات و شهرهای زیرزمینی بود که توسط Overseers، حاکمان محلی با تقویت‌های مکانیکی، کنترل می‌شد. نقطه‌ی قوت اصلی دفاعی آن‌ها، ارتش انبوهی از سایبورگ‌های انسانی به نام Drones بود که حملات مستقیم Imperial Army را بارها با تحمیل تلفات سنگین عقب رانده بودند. حتی یک تلاش موفقیت‌آمیز برای نفوذ به بخشی از دژ با استفاده از خودروهای حفار، به دلیل ضدحمله‌ی ویرانگر Drones به سرعت خنثی شد و هیچ جای پای امنی برای ارتش فراهم نکرد. XIX #lore #Ashen_claws

بسیاری از کهنه‌سربازان این نبرد، در اثر مواجهه با سلاح‌های ذهنی Ursh، دچار آسیب‌های روانی دائمی شدند و برخی از آن‌ها به پیشگا
بسیاری از کهنه‌سربازان این نبرد، در اثر مواجهه با سلاح‌های ذهنی Ursh، دچار آسیب‌های روانی دائمی شدند و برخی از آن‌ها به پیشگامان منزوی Legion Moritats تبدیل گشتند.🐦‍⬛ پس از اتحاد Terra، لژیون در گسترش Imperium به منظومه‌ی Sollar شرکت کرد و قمر مشتری، «Lysithea»، را از دست xenos آزاد نمود. این نبرد هزینه‌ی سنگینی داشت و نه تنها تعداد زیادی از لژیونرها، بلکه تمام ساکنان انسانی قمر نیز کشته شدند.🫡 بسیاری از سربازان اولیه‌ی Xeric در آن کشته شدند. کهنه‌سربازان آن تا سال‌ها پس از آن، «Jovian runes» را به یادبود آن بر تن داشتند. به طور مرموزی، بسیاری از بازماندگان این نبرد توسط اربابان gene-forges امپراتور فراخوانده شدند و هرگز به لژیون بازنگشتند؛ رویدادی که در تاریخ Astartes بی‌سابقه است و به وحشت‌هایی اشاره دارد که آن‌ها در آنجا با آن روبرو شدند یا خود مرتکب آن شدند. 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore

فرآیند جذب نیرو برای XIX Legion احتمالاً کمتر صنعتی و مبتنی بر هیپنوتیزم بود و به اعضای اولیه اجازه می‌داد تا خاطرات و سنت‌های قبیله‌ای خود را حفظ کنند. این حفظ هویت فرهنگی، هسته‌ی اصلی عملکرد لژیون بود. پس از تسخیر قبایل Xeric توسط Emperor و Thunder Warriors، پسران ارشد آن‌ها به عنوان خراج به gene-forges فرستاده شدند و پس از تبدیل شدن به Astartes، برای تضمین انقیاد دائمی خویشاوندان خود به کار گرفته شدند. علاوه بر این، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی از سربازان، پسران مردمان شکست‌خورده بودند که به عنوان غنیمت و خراج گرفته می‌شدند. این عمل، ابزاری روانی برای درهم شکستن روحیه‌ی دشمنان و یادآوری دائمی سلطه‌ی آن‌ها بود. نقش تعیین‌شده برای XIX Legion، نقش «دست پنهان» Emperor و «نگهبانان انتقام‌جو در برابر طغیان» بود.مأموریت اصلی آن‌ها نابودی مخفیانه‌ی هر گروهی بود که از تسلیم شدن به Imperium نوین سر  باز می‌زد.این نقش، فلسفه و تاکتیک‌های منحصربه‌فردی را ایجاب می‌کرد. فلسفه‌ی جنگی XIX Legion فراتر از فتح صرف بود؛ هدف آن‌ها این بود که خودِ ایده‌ی شورش را غیرقابل تصور سازند. تخصص آن‌ها در نفوذ، شناسایی و حملات «Decapitation Strikes» بود. روش‌هایشان وحشیانه بود و از تاکتیک‌های ترور و انتقام‌جویی‌های خونین برای از بین بردن جمعیت‌ها استفاده می‌کردند. آن‌ها یک سلاح سیاسی به همان اندازه‌ی نظامی بودند و ثبات Imperium نوپا را از طریق کاربرد جراحی‌گونه‌ی وحشت تضمین می‌کردند. اغلب، صرفاً حضور آن‌ها در یک منطقه کافی بود تا دشمنان تسلیم شوند؛ آن‌ها با تفنگی که از قبل به سر هدف نشانه رفته بود، وارد مذاکره می‌شدند. آن‌ها علاقه‌ی خاصی به سلاح‌های سرد وحشیانه مانند «Power Weapons» داشتند که میراثی از ریشه‌های Xeric آن‌ها بود. یکی از اولین و مشهورترین لشکرکشی‌های XIX Legion، فتح منطقه ای در مرکزیت terra بود که تحت سلطه‌ی جنگ‌سالار تکنو-بربر، «Kalagann of Ursh»، قرار داشت. Kalagann که به عنوان یک «sorcerer-king» شناخته می‌شد، از psykers قدرتمند و «psyker-wrought weapons» در ارتش خود استفاده می‌کرد. XIX Legion با نفوذ به ساختار قدرت او و از بین بردن فرماندهانش، ارتش عظیم او را پیش از نبرد اصلی متلاشی کرد و بازماندگان را در اردوگاه‌های وسیع زندانی نمود. این لشکرکشی شهرت آن‌ها را به عنوان قاتلان خاموش Emperor تثبیت کرد. 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore

هویت بنیادین هر Legion Astartes عمیقاً در فرهنگ و محیطی ریشه داشت که نخستین سربازانش از آن برخاسته بودند. برای XIX Legion، این منشأ، «Asiatic Dustfields» در Terraی قدیم بود؛ سرزمینی که توسط قبایل جنگجوی «Xeric» کنترل می‌شد. فرهنگ بی‌رحمانه و عمل‌گرای این قبایل، سنگ بنای لژیونی شد که به یکی از کارآمدترین ابزارهای سرکوب Emperor تبدیل گشت. نخستین سربازان XIX Legion از میان قبایل Xeric جذب شدند؛ مردمانی که به عنوان «وحشی اما از نظر فناوری ماهر» توصیف شده‌اند. این قبایل در بیابان‌های وسیعی که پس از تبخیر اقیانوس‌ها شکل گرفته بود، سکونت داشتند و درگیر جنگی دائمی و بی‌امان با همسایه‌ی قدرتمندتر خود، «Yndonesic Bloc» بودند. این درگیری مداوم، آن‌ها را مجبور به اتخاذ روش‌های جنگ نامتقارن برای بقا کرده بود. این محیط خصمانه، فرهنگی را پرورش داد که بر یک اصل بنیادین استوار بود: دشمن شکست‌خورده هرگز نباید فرصت قیام مجدد را بیابد. فرهنگ Xeric ایجاب می‌کرد که دشمن مغلوب «با چشمی سرد و همه‌بین تحت نظر گرفته شود و هر نشانی از طغیان به شدت در هم کوبیده شود، مبادا که زیردستان دوباره علیه فاتح برخیزند». این جهان‌بینی، تحقیری عمیق نسبت به ضعف و وسواسی شدید برای نظارت و کنترل دائمی را در میان آن‌ها نهادینه کرده بود. انتخاب این قبایل توسط Emperor کاملاً عمدی بود؛ او یک الگوی فرهنگی از پیش موجود را برگزید که با نقش تخصصی این لژیون در سرکوب و ایجاد وحشت، همخوانی کامل داشت. نام‌های غیررسمی آن‌ها، «Pale Nomads» و «Dust Clad»، هم به منشأ جغرافیایی و هم به عادت آن‌ها در استفاده از گرد و غبار به عنوان رنگ جنگی پیش از نبرد اشاره داشت. 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore

در گرگ‌ومیش «Age of Strife»، هنگامی که Terra موزاییکی از قلمروهای متخاصم تحت سلطه‌ی جنگ‌سالاران تکنو-بربر بود، Emperor بشریت
در گرگ‌ومیش «Age of Strife»، هنگامی که Terra موزاییکی از قلمروهای متخاصم تحت سلطه‌ی جنگ‌سالاران تکنو-بربر بود، Emperor بشریت کارزار خونین خود را برای اتحاد سیاره‌ی مادری آغاز کرد. در میان ابزارهای بی‌شمار او، «Legiones Astartes» نقشی محوری ایفا کردند؛ جنگجویان فرا انسانی که برای بازپس‌گیری کهکشان طراحی شده بودند.هر یک از این لژیون‌ها برای هدفی خاص ساخته شده بود. XIX Legion، که در آن دوران با نام‌های غیررسمی «Pale Nomads» و «Dust Clad» شناخته می‌شد، به عنوان خنجر پنهان Emperor عمل می‌کرد. مأموریت آن‌ها جنگ‌های مخفی، ترور هدفمند و سرکوب بی‌رحمانه‌ی هرگونه مقاومتی بود که جرات سرپیچی از اراده‌ی Emperor را داشت. هویت بنیادین هر Legion Astartes عمیقاً در فرهنگ و محیطی ریشه داشت که نخستین سربازانش از آن برخاسته بودند. برای XIX Legion، این منشأ، «Asiatic Dustfields» در Terraی قدیم بود؛ سرزمینی که توسط قبایل جنگجوی «Xeric» کنترل می‌شد. فرهنگ بی‌رحمانه و عمل‌گرای این قبایل، سنگ بنای لژیونی شد که به یکی از کارآمدترین ابزارهای سرکوب Emperor تبدیل گشت. 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #lore

دوستان میخوایم فهرست بسازیم برای چنل که شامل تمام لور ریون گارد و کرکترا باشه برای مدتی شاید پست نزاریم پس صبور باشید با تشکر.🦅🦅 🐦‍⬛ Victory or death 🐦‍⬛ XIX

چپتر معرفی کنم یا شخصیت
Anonymous voting

دلیورنس قمری است که به گرد جهان کیاواهر می‌چرخد؛ زادبوم باستانی ریون گارد و جایگاه دژ-صومعهٔ عظیم آنان، که به نام سهمگین ریون
دلیورنس قمری است که به گرد جهان کیاواهر می‌چرخد؛ زادبوم باستانی ریون گارد و جایگاه دژ-صومعهٔ عظیم آنان، که به نام سهمگین ریون‌اسپایر شناخته می‌شود. ماه دلیورنس که در آغاز با نام لایکیئوس شناخته می‌شد، قمری سرشار از منابع معدنی بود که به گرد فورج ورلد کیاواهر می‌چرخید. در ابتدا این ماه میزبان تبعیدیان کیاواهر بود؛ بردگان و جنایتکارانی که در زیر گنبدهای خشن و ابتدایی زندگی می‌کردند، گنبدهایی که آنان را از خلأ بی‌رحم فضا محافظت می‌کرد. این تبعیدیان ناچار بودند در معدن‌های عظیم کار کنند، زیر نگاه مراقب و بی‌امان ناظران فرستاده‌شده از جهان زیرین. اما با آمدن پریم‌ارک کوراکس همه‌چیز دگرگون شد؛ او کارگران ستمدیده را یکپارچه ساخت و رهبری قیامی سترگ علیه تک-گیلدهای حاکم را بر عهده گرفت. پس از پیروزی و آزادسازی سرزمین‌شان، بردگان نام ماه را به دلیورنس تغییر دادند. اندکی پس از این واقعه، امپراتور بر دلیورنس فرود آمد و آن را در قلمرو سترگ امپریوم ادغام نمود، و چنین شد که این ماه به زادبوم رسمی لژیون نوزدهم بدل گشت. XIX #lore #deliverance

پست امشب چی باشه
Anonymous voting

#prof #art Well i be damned nice work raven XIX
#prof #art Well i be damned nice work raven XIX

ورود به‌موقع آرندی، جان پرایمارک خود را نجات داد… و زاغ‌سالار نیز بی‌درنگ این دِین را جبران کرد، وقتی که آرندی را از مرگ دردناک زیر دستان آخرین بازمانده‌ی «انسان‌های نوین» رهانید. پس از آن‌که در کنار هم جنگیدند و جان یکدیگر را نجات دادند، پیوندی تازه از اعتماد میان پرایمارک و محافظ پیشینش شکل گرفت. برای نشان دادن این اعتماد، کوراکس فرماندهی واحد تازه‌تأسیس گارد سیاه را به آرندی سپرد — واحدی از کهنه‌سربازان ریون گارد که از دل «محافظان سایه» شکل گرفته بود — و او را در نبرد یارانت به میدان فرستاد. پس از پایان خیانت هوروس، کوروس کوراکس با خردی تلخ از تصمیم برای تقسیم لژیون‌های اسپیس‌مارین به فصل‌های مستقل استقبال کرد، زیرا می‌دانست که چشم‌انداز رابوت گیلیمن، پرایمارک اولترا مارینز، برای پاسداری از آینده‌ی ایمپریوم ضروری است. اما این آینده، برای ریون گارد، تنها رقم می‌خورد… چرا که کوراکس، بلعیده‌شده از گناه اعمالی که برای نجات لژیونش در زمان خیانت هوروس انجام داده بود، به درون چشم وحشت قدم گذاشت و ناپدید شد. در پایان جنگ، لژیون ریون گارد به سه فصل تقسیم شد: گارد سیاه، ریویلرز و رپتورز. و انتخاب فرمانده برای گارد سیاه تازه‌متولدشده، انتخابی روشن بود — گرث آرندی، نخستین مستر فصل در بنیان‌گذاری دوم، در سال 021.M31. End 🐦‍⬛XIX🐦‍⬛ #Gherith_Arendi #Black_guard

Part 3 ادامه پست قبل ریشه‌های گارد سیاه به روزهای سیاه خیانت هوروس بازمی‌گردد… به نامی که در سایه و خون شناخته می‌شد: گرث آرندی، فرمانده گارد افتخار پرایمارک کوروس کوراکس — همان محافظان سایه. همه فکر می‌کردند او در قتل‌عام ایستوان پنجم کشته شده است، اما پس از آزادسازی اسکاراتو، بار دیگر به لژیون نوزدهم بازگشت. بی‌خبر از وقایعی که در کیاوار و راوندلو رخ داده بود، با دیوار ضخیم بی‌اعتمادی روبه‌رو شد. زمزمه‌ها می‌گفتند که او خائن است… اما در نهایت از همه اتهامات پاک شد. با این حال، آرندی باری تاریک را بر دوش داشت: حقیقتی که فقط کوراکس شنید — این‌که او با بی‌رحمی بازماندگان وفادار سالاماندرها و آیرن هندز را به‌عنوان طعمه به مرگ سپرد، تا شاتلی را به چنگ آورد و از جهنم ایستوان فرار کند. سال‌ها بعد، شنیده‌ها و شک‌هایش او را به دنیای زندان کاراندیرو کشاند — کارزاری که بعدها به نام «روز انتقام» در طومار تاریخ ثبت شد. آنجا، با شکستن دستور مستقیم، نیروهای خود را از مسیر مأموریت منحرف کرد تا به یاری کوراکس بشتابد، که به دست اسلحه‌ی جدید خیانتکاران — انسان‌های نوین — اسیر شده بود. هیولاهای ژنتیکی ساخته شده به دست آپوتکِری ارشد فرزندان امپراطور، فابیوس بیل.

Part 2 گارد سیاه، چپتر وفادار اسپیس‌مارین‌ها و از معدود جانشینان کمیاب ریون گارد در بنیان‌گذاری دوم است. آموزه‌ی این فصل ساده
Part 2 گارد سیاه، چپتر وفادار اسپیس‌مارین‌ها و از معدود جانشینان کمیاب ریون گارد در بنیان‌گذاری دوم است. آموزه‌ی این فصل ساده و بی‌رحم است: ضربه را زمانی وارد کن که نابودی دشمن حتمی باشد… و آن ضربه باید تمام‌عیار باشد. برای گارد سیاه، «زیاده‌روی» یا «نیمه‌کاره» هیچ معنایی ندارد. هر جایی که قدم گذاشته‌اند، چیزی جز ویرانی دهانه‌های آتش و شهرهای سوخته باقی نمانده. پیروزی‌هایشان به قیمت نابودی کامل هر آن‌چه پیش رویشان بوده، ثبت شده است. بخش بزرگی از تاریخ این فصل، در گذر بی‌رحم زمان گم شده… اما سایه‌ی نامشان هنوز روی دنیاهایی که سوزانده‌اند، سنگینی می‌کند.