301
订阅者
-124 小时
+177 天
+4430 天
帖子存档
https://t.me/WooSan0/9231
خسته نباشییی پنجه هات دردنکنه💘💘
این پارت قشنگگگگ اون حس عذاب وجدان سانو به تصویر کشید.🥲🥲 خیلی خوشحال شدم چون این چوی سان خیلی پروعه اعصاب خورد کنه !!!!
دلم برای وو غش رفت اون فقط میخواست دخترشو ببینه ولی این مرتیکه ک الکی فاز میگیره دو دقیقه بعد خودشم پشیمون میشه.....😭😭
منتظر پارت بعدتم که ببینم وویونگ بهوش بیاد چی میشه😌😌😌
≼ ────── 𝐋𝐎𝐕𝐄𝐒𝐈𝐂𝐊 ────── ≽
⟴ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : Woosan, Yungi, Seongjoong
⟴ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : Romance, Angst, Mpreg, Smut
⟴ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : Rahil
▾ معرفی شخصیت: چوی جین هیوک و جونگ کانگ وو سالهای زیادی شرکای تجاری هم بودن و با کمک هم بزرگترین کمپانیهای کشور رو اداره میکردن.
بعد از چند سال دو مردی که حالا تو بالا بردن سهامشون استاد شده بودن، با یه حرکتِ ناگهانی کل کشور رو شوکه و انگشت به دهن کردن!
اونا دوتا پسراشون رو به ازدواج هم در آوردن. از همون اول هم خودشون میدونستن قرار نیست این ازدواج دائمی باشه. اما خیلی ناگهانی پسراشون از کنترل اونا خارج شدن و بچهدار شدن.
برای چوی جین هیوک مهم نبود که اونا همدیگه رو دوست دارن یا حتی یه بچه دارن، اون بدون هماهنگی با کسی برگههای طلاق رو برای دامادش فرستاد و همه چیز رو بهم زد! ▾
آپ: سهشنبه ها ساعت ۲۲:۳۰
╭╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╮
┊ 𝐂𝐇𝐀𝐏𝐓𝐄𝐑𝟏 𝐂𝐇𝐀𝐏𝐓𝐄𝐑 𝟐
𝐂𝐇𝐀𝐏𝐓𝐄𝐑 𝟑
╰╌╌╌╌╌╌𓆩 𝕬𝕊 𓆪╌╌╌╌╌╌╯
𓏲 ๋࣭ ❤️🩹 #Lovesick #Au #Ateez
╰┈➤ @FICTION_AS
Repost from WooSan's fic
𔘓 oneshot 𔘓
#BirthdayGift
Repost from WooSan's fic
˓ ִֶָ ࣪ Name : Birthday Gift ·˚
˓ ִֶָ ࣪ Couple : Woosan ·˚
˓ ִֶָ ࣪ Genre : Yakuza AU, Gambling, Smut ·˚
♡ « یک میلیارد ین... اگه ببری هشتصد و پنجاه میلیون ین بهت میدم. زنده و سالم از اینجا بیرون میری و سازمان من دیگه کاری به لیانگ نداره » وویونگ آب دهنش رو قورت داد. « و اگه ببازم؟ » سان شرورانه لبخند زد. « نذار این اتفاق بیفته »♡
Repost from woosan ' s core
Repost from ⟡ umbella’s au
🏷️ ٬ chapter one
every chapter gonna be uploaded on Fridays
Repost from ⟡ umbella’s au
+1
🏍️ ٬ Two Can Play That Game
Genre: Fluff, a bit of comedy, smut 🔞
translated by: 91
زمانی که وویونگ، چوی داسوم هفتساله رو بهخاطر دعوا کردن با همکلاسیش به دفتر مدیر برد، فکرش رو نمیکرد که دیدنِ پدرِ اون دختربچه انقدر چالشبرانگیز باشه.
چوی سان، پدرِ سینگل و جذاب با بازپهای عضلانی و تتو شده، کاملاً شبیه یک رؤیای خیس برای معلم گیِ بیچاره بود!
