221
订阅者
+624 小时
+117 天
+1430 天
帖子存档
221
Repost from N/a
یکی بود یکی نبود قصه درد من اینجوری بود فرق قلب منو تو این بود تو عاشق اون من عاشق تو من نسخ خنده هات تو عاشق خنده هاش ولی لعنتی چشمات بد ترا داشت داستان تو با بقیه خیلی فرق داشت من همون دختر بدی که سر تو کردم توبه که چشام نبینه جز تو چشی ولی موند تو دلم که یبار صدام بزنی تو چشات نگاه کنم،تو چشام نگاه کنی ولی خودمونیم به چی فروختی به خنده هاش، یا چشماش ولی اون مثل من نمیکنه تورو درک ولی خب میخوای بری برو به درک ولی اون مثل من حواسش نیست به تو حتی وقتی تو مستی شدی لش و ولو حتی وقتی میزنی زیر بارون قدم نمیشه نگرانت قد من ولی تو که نمیفهمی چه دردیه نگاه کردنش از پشت پنجره آخه نمیدونی چقدر بهش میاد اون چشمای پر ذوقش اون خنده های از ته دلش ولی آخر برگشت گفت ولش ولی من عاشقشمو این ته قصمه.
