پرواز خاکستر
前往频道在 Telegram
عشق در دل ماند و یار از دست رفت. سعدی
显示更多未指定国家未指定类别
631
订阅者
+424 小时
+167 天
+2030 天
帖子存档
631
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
فریدون مشیری
631
تار: حسین #علیزاده
نی: حسین #عمومی
آواز: افسانه #رثایی
تنبک: مجید #خلج
کنسرت کپنهاگ
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
631
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنهای بر در این خانهی تنها زد و رفت
همنوای دل من بود به هنگام قفس
نالهای در غم مرغان هماوا زد و رفت
◾️هوشنگ ابتهاج
¶¶¶
631
هنر ، برای هنرمند ، رنجی است که با آن خود را برای گرفتار شدن در رنجی دیگر نجات می دهد. هنرمند غول نیست ، بلکه پرنده ای است کمابیش رنگارنگ در قفس وجود خود.
▫️فرانتس کافکا
¶¶¶
631
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد…
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بی رحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
• مهدی اخوانثالث
