182
订阅者
无数据24 小时
-167 天
-19330 天
帖子存档
182
از اینکه دیگه اهمیت نمیدم،متاسف نیستم چون مطمئنم قبلا به اندازه کافی که نه،حتی بیش از حد هم اهمیت دادم.
182
دختر نوزده سالمونو شکنجه دادید، تا لحظه آخر گفت پشیمون نیستم.
به پسرمون شلیک کردین،وقتی افتاد فریاد زد جانم فدای ایران
ولی وقتی شلوار بسیجی رو از پاش درآوردن و لختش کردن گفت مرگ بر خامنه ای
اینه فرق انسان آزاده و برده!
182
من هیچوقت عشق بین لیلی و مجنون و خسرو و شیرین رو درک نکردم چون ندیدمشون ولی تا ابد نماد عشق برام با اسم علیرضا و مهشاد زنده میمونه
182
بعد ها در افسانه ها خواهند نوشت؛
دختری که در بند بود به پسری که در سلول انفرادی در یک قدمی مرگ بود
بله گفت...💔
و مادر داماد هم پشت میله ها برایشان هلهله کرد...
