پرواز
前往频道在 Telegram
میل به پریدن بود مارا بال هایمان شکست... . . . . خبری نیست (: °پیام ها هیچ مخاطب خاصی ندارد ، صرفا پیام هست °
显示更多未指定国家未指定类别
208
订阅者
无数据24 小时
+37 天
-130 天
帖子存档
208
به سلام من به اون دل که شب و روز،
زخم از سنگ و از آهن و از فولاد خورده.
غم ویرانی خود را چه غم انگیز و درست
گفتی ای دوست! کسی هم غم تو را فهمیده؟
آن که از نانِ غمِ خویش تنش گرم شده،
همچو من، نانِ غمِ عشق تو را هم دیده.
با دلِ سوخته ات عشق بسازد، آری!
با دلِ سوخته ی لاله ی صحرا دیده.
کوهِ غم باش و مرو از سر راه طوفان،
که در این دشت، چه بسیار که طوفان خورده.
زیر این گنبدِ گردون، من و تو گم گشتهایم،
قصهی ماست که با گِل شدن انسان خورده.
208
بین این طوفان کمی ای کاش ایمان داشتم
کاش برخیزم بجنگم، کاشکی جان داشتم
من گلویم لابهلای بغض میزد دست و پا
من غمم سنگین شده ای کاش غمدان داشتم
208
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5692380627
چطورین
خوبین
بیاین مثل قبل حرف بزنیم
واقعا می خوام کمتر ذهنم درگیر بشه اگه هستین که بیاین
208
قول دادم برود از غزل آتى من
لطف کن حرف نزن قلب خیالاتى من
مشکلت با من و احوال پریشانم چیست ؟
قلب من تند نرو صبرکن آرام بایست
