سُرَنْجْ🍊
前往频道在 Telegram
213
订阅者
+124 小时
+27 天
+830 天
帖子存档
213
کانفیگ پولیم تموم شد و دیگه میخوام کانفیگ نخرم، از امروز منم یکیام مثل شما، آدم ساده و عادی.
213
دروغ نگید بچها پس از سعی و تلاش فراوان استاد راضی شد ازم امتحان بگیره.
گفت باید یه کتاب بخونی به عنوان جریمه.💘
213
دلم برای لباسهای گرم و لحاف سنگینوم تنگ شده، برای دستهای قرمز از سرما، برای تنفس هوای سرد و جون گرفتن ریهها، برای ها کردن بخار رو شیشه. برای صدای خش خش برگ و برف. برای هرچیزی که مربوط به سرماست دلم تنگه.
213
اگر حساسیت فصلی نداشتم شاید از روزهای خنک تابستان لذت میبردم ولی الآن نمیتونم. بازم شکرخدا که گرم نیست اونقد.
213
مداحیهای قدیمی رو گوش میکنم و به این نتیجه میرسم که قدیما چقد همهچیز بهتر بود. مداحیها مداحیتر بودن، عزاداریها عزاداریتر، هیئتها هیئتتر و عزادارها عزادارتر.
213
به دشت کربلا لیلای محزون، بگفتا با صد افغان
علی اکبر جوان تاجدارم، دمی کن ترک میدان
بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان
گلی از گلشن وصلت نچیدم، جوان ناامیدم
به جای خلعت دامادی تو، کفن بهرت بریدم
گل نشکفتهام رو در خزانی، اسیر کوفیانی
روی ناکام علی زین دار فانی، نخواهم زندگانی
213
باید یک روز با فاطی دیت آببازی هماهنگ کنم، بریم تو باغ با آب درختا آب بازی. کودک درونم خستهست و حوصلهاش سر رفته.
213
آدم بزرگان نمیتونن آب بازی کنن، به جاش حیاط رو میشورن و برگای درختا رو آبپاشی میکنن.
