نیلیشرابی|مبینا وفا
前往频道在 Telegram
ᝰ.ᐟ کارشناسی ارشد آموزش زبان فرانسه دانشگاه تهران مینویسم و مستند میکنم و آکاردئون میزنم
显示更多未指定国家未指定类别
1 276
订阅者
+624 小时
-77 天
+83130 天
帖子存档
1 278
وسط ملحفهی شیریرنگ
میان برگههای دفتر شعر
(که پس از نوزدهِ دی، نکردهام بازش)
نشستهام به جستجوی تو باز
ای تب سرخ
به جستجوی روزنی از عشق
به جستجوی خودم
زنی احساساتی
واژگانی زنده
بیتهایی دلتنگ...
نشستهام، اگرچه اینبار با کینه و بغض
با دل سنگ!
وسط ملحفهی شیریرنگ
نشستهام، اگرچه بعد از جنگ
بعد از آن شب که رها را کشتند
امید را بردند
و رودهای سرخ روی زمین را
به آب آبروی خود
شستند
که با غرور میزدم فریاد
در آن هوای سرد بورانی:
«تا ابد، ما ز پا نمیافتیم!
نسل من میایستد!
دستهامان مشتاند!»
نشستهام حالا
بعد از آن مرگهای طولانی
چون مرا هم کشتند
و ملحفه، کفن است
مرا که میکشتند
تو مثل طبع شعر و شاعریام
میان سوگهام، خشکیدی
زیر این ملحفهی شیریرنگ
یاد باد آنچه از تو میخواندم
یاد باد آن کلمات
که به یاد تو میگرفت آهنگ
اگرچه نشنیدی.
@mobinavafaa
1 278
انگار یه وزنه گذاشتن رو شکمم و فشار میدن. یکی دو ساعت اخیر یه شعر نوشتم، بالاخره بعد از ماهها. انگار دیگه مثل قبل نمیشم. نمیدونم اینجا بذارمش یا نه. اگه دوس دارید بخونید یه ریاکشن یا یه نشونهای برام بفرستید، پیشاپیش نیاز به اعتماد بهنفسش دارم:))
1 278
اصلاح میکنم. ۹ سالم بوده؛ و گویا فکر میکردم این واقعا کتاب شعر منه در حالی که تنها مخاطبم خودم بودم:))
1 278
از قدمت و اهمیت و علاقهم به شعر نوشتن بخوام بگم؛ این دفترچه برای نهایتا ۱۱ سالگی منه. شعر کودک مینوشتم برای خودم.
1 278
بچهها من خیلی دلم برای شعر نوشتن تنگ شده. یه دوستی تو ناشناس بهم گفت چرا دیگه شعر نمیذاری و این باعث شد برم شعرای قدیمیترمو بخونم. گریهم گرفت. از دی به بعد اصلا نتونستم. فکر کنم فقط یکی دو بار یه مصرع یا یه بیت نوشتم و ادامهش ندادم. اگه دیگه هیچوقت نتونم چی؟
1 278
چیزایی که نوشتن دربارهشون بیهودهست؛ قسمت اول:
ویفر
تنها خوراکی بیمزهی ساخت بشر، که فقط در صورتی که با چای خورده بشه طعمش فعال میشه. بهخودی خود چند لایه کاغذ بیمزهست، مگر اینکه روکش داشته باشه(مثال: بایکیت) که فقط در این صورت از خانواده ویفرها جدا میشه. حین خوردن تمام زندگیت با پودر و خردههاش یکی میشه و هر انسان زنده در ایران حداقل یک بار توسط مامانش بابت خردهویفر مورد بازخواست و دعوا قرار گرفته. خالی خوردنش احمقانهست، اگر اسانس داشته باشه بیشتر بو داره تا مزه(مثال: ویفر توتفرنگی).
1 278
خواب میدیدم بعد از انقلابه و من رفتم پاریس. یه جشن و فستیوال بود به همین مناسبت و توش کلی صنایع دستی میفروختن؛ یه عالمه چیزای چوبی و سفالی خام بود که میتونستی بگیری و رنگشون کنی. یه لیوان نوشیدنی لیمویی گرفتم، به دوستام گفتم مزهی «شیراز» میده. خیلی خوشحال بودم. امیدوارم یه روز این پیامو ریپلای کنم و بگم اونجام.
1 278
فکر نکنید دارم بلاگر غذا میشم. باور کنید من غذاها و طعمها رو دوست دارم و بهشون عشق میورزم. با رادمهر یه قانون داریم، این که وقتی یه چیز خوشمزه میخوریم همیشه تو لقمهی آخرش چشمامونو ببندیم که از گیرندههای بیناییمون چیزی وارد نشه، اگه ممکن باشه صداهای اطراف رو هم قطع میکنیم حتی، که فقط گیرندههای چشاییمون کار کنه.
